روزی که توی سینه ی ما غم گذاشتند

آن را تمام خرج محرم گذاشتند

فصل بهار زندگی ما محرم است

این عیش را به شیوه ماتم گذاشتند

می مردم از فراق اگر کربلا نبود

بر زخم من ز زخم تومرهم گذاشتند

روز ازل ز ذره نبودیم بیشتر

مهر تو را به سینه ی ما هم گذاشتند

آن جا هزاران یوسف مصری به جای دست

سر پیش پای یوسف عالم گذاشتند

یک شعله از فراق تو را از تنور دل

بردند و در تنور جهنم گذاشتند

با قطعه ای ز چادر خاکی مادرت

بالای خیمه گاه تو پرچم گذاشتند

روز ظهور تو چه سرافکنده می شوند

آنها که در دعای فرج کم گذاشتند

می سوختی تمام جهان را ز شعله.اشک!

این داغ را به چشم تو نم نم گذاشتند!



هان که محرم رسید! 


پنجره را باز کن! 


می رسد از راه دور 


بوی نسیم حسیــن...


..