تبليغاتX
علوم نظامی

everything4u

بهزاد

everything4u

http://everything4u.blogfa.com

علوم نظامی

علوم نظامی

علوم نظامی

تصاویر جنگنده ها، موشک ها . . . ، مطالبی در مورد صنایع هوا-فضا و .......

علوم نظامی

علوم نظامی

  » امروز:  
  » پند امروز :

درباره وب

لینک دوستان

آمار و امکانات

تبليغات

تبلیغات
تبلیغات

 "سیستم کنترل و هشدار هوایی" ("آواکس (AWACS)") یک سیستم الکترونیکی رادار محور است که با هدف انجام گشت های هوایی، عملیات های C2BM (فرمان و کنترل، مدیریت جنگ) طراحی شده است و نیروهای هوایی دفاعی و تاکتیکی از آن استفاده می‌کنند. آواکس امروزه نامی آشنا برای همه است. پرنده هایی که بصورت پل های ارتباطی و سکوهای مراقبت هوایی سطح وسیعی از مناطق کره زمین را درنوردیده و دیده بانی می کنند و اطلاعات بدست آمده را بمنظور استفاده فرماندهان نظامی و اطلاعاتی در اختیار آنان قرار می دهند. ایالات متحده آمریکا یکی از بزرگترین سازندگان و مصرف کننده های این قبیل پرنده ها در جهان به حساب می آید. در چند سال اخیر نیز برخی کشور های اروپایی نیز به جرگه سازندگان آواکس روی آورده و محصولات جالبی را معرفی نموده اند.


 


 امروزه بسیاری از کشورهای صنعتی بدون توجه به حریم جغرافیایی و معنوی کشور ها از این پرنده ها استفاده کرده و اطلاعات ذی قیمتی را بدست می آورند. آواکس ها معمولاً هواپیماهایی بلند پرواز هستند و این قابلیت را دارند که کمی پایین تر از جو به پرواز خود ادامه دهند. همین ارتفاع بسیار بالا عاملی است که این عقاب ها را از دید رادار مصون نگه می دارد. البته برخی از این پرنده ها توسط رادارها در شرایط خاص رهگیری شده و مورد شناسایی قرار گرفته اند. آخرین نمونه از این دست را می توان به فرود اجباری پرنده E-2Hawkeye ایالات متحده در خاک چین اشاره کرد. این آواکس مورد رهگیری رادارهای چینی قرار گرفته که پس از آن با اعزام هواپیماهای نیروی هوایی این کشور و برخورد یکی از آنها که منجر به کشته شدن خلبان می گردد ، این هواپیما مجبور به فرود اضطراری در یک پایگاه نظامی می شود.


آواکس به همراه جنگنده های F 16

  Nato_awacs
 

  هواپیماهای آواکس در حقیقت اتاق های الکترونیکی ، مخابراتی و ردیابی در آسمان هستند. این پرنده ها از مجموعه وسیعی از تجهیزات الکترونیکی و ارتباطی مختلف بهره می جویند. حتی این قابلیت را دارند که عملیات جنگ الکترونیک را به انجام برسانند و یا ضد آن را عمل کنند.

 پرنده های پهن پیکر ساخت کمپانی بوئینگ خصوصاً نوع 707 و 767 و 747 تجربه خوبی را برای این منظور با خود به همراه دارند. آواکس ها دارای تجهیزاتی هستند که می توانند به طرز چشمگیری به اهداف خود دست یابند. این تجهیزات همواره در حال ارتقاء و بهسازی می باشند.

 سامانه های الکترونیکی یک آواکس : 1- سامانه جنگ الکترونیکی ECM‌و ضد آن ECCM 2- سامانه های راداری RSIP ، 3- سامانه های اختلال Have Quick II ،4- سیستم های ناوبری در انواع مختلف و GPS 5- رایانه های قدرتمند نظامی 6- رادار تجسسی ABCCC 7- انواع اسکنر های الکترونیکی 8- سامانه های جهت یاب رادیویی و بسیاری دیگر... .

 موارد استفاده آواکس : 1- کنترل ، هدایت و راهبری نبرد هوایی ، 2- جاسوسی هوایی خصوصاً درمناطقی که پرواز ممنوع اعلام گردیده 3- مبارزه با قاچاق مواد مخدر ،4- مبارزه با قاچاق انسان و مهاجرت ، 5- عملیات ژئوماتیک هوایی ،6- مراقبت الکترونیکی 7- رله ارتباطی 8- انجام ماموریت های نگهبانی و ...

آنتن آواکس برای چیست؟

 این آنتن یک قطعه کروی تخت بوده و با سرعتی برابر با 6 دور در دقیقه در حال چرخش است. در حقیقت این آنتن مجموعه ای از یک رادار مراقبت را در بر می گیرد. آنتن های دیگری در قسمت دماغه ، قوس تحتانی و فوقانی و سکان عمومی نصب شده اند که هر یک علاوه بر داشتن قابلیت های راداری مرتبط با فرستنده و گیرنده های رادیویی نیز می باشند

اطلاعات هواپیما های آواکس توسط افسران ارشد مستقر در آن دریافت ، تجزیه تحلیل و بطور کامل ضبط می گردد و در مواقع لزوم این اطلاعات همزمان در ایستگاه زمینی قابل دریافت است.

 

 آواکس ها در حالت طبیعی مسلح نیستند اما در صورت نیاز از تسلیحاتی اندک بهره می برند و یا از اسکورت هوایی استفاده می کنند. نوع دیگری از این هواپیما ها با تجهیزات کمتر و جثه کوچکتر برای انجام ماموریت های سریع استفاده می شود و برخی دیگر هم مستقیماً وارد صحنه نبرد خواهند شد.


منبع:newcoy.persianblog.ir

| + | نوشته شده در جمعه 24 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
هواپيماى جت گلاستر _ ويتيل E28/39 اولين پرواز آزمايشى خود با موتور جت بر فراز كران ول انگلستان را با موفقيت پشت سر گذاشت.
موتور جت هواپيما كه هواى داغ پرفشارى را توليد مى كرد توسط فرانك ويتل خلبان و مهندس هواپيماى انگليسى اختراع شد و از اين رو وى را پدر موتور جت مى نامند.
ويتل در سال ۱۹۰۷ در شهر «كاونترى» به دنيا آمد. پدرش مكانيك بود. در سن ۲۶ سالگى به عنوان خدمه پرواز در كران ول به نيروى هوايى سلطنتى انگلستان پيوست و در سال ۱۹۲۶ با قبولى در معاينات پزشكى _ خلبانى به دانشكده نيروى هوايى سلطنتى راه يافت. او به عنوان يك خلبان بى پروا شهرتى بسزا به دست آورد و در سال ۱۹۲۸ تز فوق ليسانسش با عنوان «پيشرفت هاى آتى در طراحى هواپيما» كه در آن راجع به امكان نفوذ راكت به هواپيما بحث شده بود را به رشته تحرير درآورد.
از زمان اولين پرواز برادران رايت در سال ۱۹۰۳ تا اولين پرواز جت در سال ۱۹۳۹ اكثر هواپيما ها ملخى بودند. در سال ۱۹۱۰ هنرى كوندا _ مخترع فرانسوى ـ هواپيماى جت دو ملخه اى را طراحى كرد كه اولين پروازش موفقيت آميز نبود و سقوط كرد و ديگر هرگز پرواز نكرد.
هواپيماى كوندا از جهاتى نظر طراحان هواپيما را به خود جلب كرد و مهندسين را به سوى استفاده از تكنولوژى ملخ سوق داد هر چند كه همگى آنها به زودى متوجه شدند كه ساختار ملخ به گونه اى است كه هرگز نمى تواند به برخى محدوديت هاى ذاتى اش به ويژه در مورد سرعت غلبه كند.
ويتل پس از فارغ التحصيلى از دانشكده نيروى هوايى سلطنتى، به اسكادران جنگى ملحق شد و در اوقات فراغتش به مطالعه درباره اصول طراحى موتور توربوجت مدرن مى پرداخت. يكى از اساتيد پرواز كه تحت تاثير ايده او در زمينه هواپيماهاى ملخ دار قرار گرفته  بود، او را به نيروى هوايى و يك كارخانه خصوصى مهندسى توربين معرفى كرد. پس از مدتى همه به اين نتيجه رسيدند كه عقايد و نظريات ويتل غيرعملى است. او در سال ۱۹۳۰ ايده موتور جت را به صورت انحصارى به ثبت رساند و در سال ۱۹۳۶ با تاسيس كارخانه خصوصى «پاور جت» به ساخت و آزمايش اختراعش پرداخت.
در سال ۱۹۳۷ اولين موتور جت خود را بر روى زمين آزمايش كرد. تا آن زمان او همچنان از سرمايه و حمايت اندكى برخوردار بود. در ۲۷ آگوست ،۱۹۳۹ «هانيكل اچ اى ۱۷۸» كه توسط «هانس يوخيم پابست فون اوهاين» آلمانى طراحى شده بود اولين پرواز موتور جت در تاريخ را به انجام رساند. مدل موتور جت آلمانى به صورت مستقل از تلاش هاى ويتل تكميل شده بود.
يك هفته پس از پرواز «اچ اى ۱۷۸»، جنگ جهانى دوم در اروپا آغاز شد. پروژه ويتل، فضايى دوباره براى تحقيق و آزمايش يافت. نيروى هوايى سفارش ساخت موتور جت جديدى را به شركت «پاور جت» داد و از شركت هواپيمايى گلاستر خواستار توليد هواپيمايى آزمايشى با مشخصات يكسان به نام E28/39 شد.
در ۱۵ مه ،۱۹۴۱ هواپيماى جت گلاستر ويتل E28/39 با موتور جت تكميل شده توسط شركت توربين انگلستان كه تا آن روز به عقايد ويتل بى توجه بود، به پرواز درآمد.
هواپيماى ويتل در پروازهاى آزمايشى اوليه به خلبانى «گرى ساير» به سرعت ۳۷۰ مايل در ساعت در ارتفاع ۲۵ هزار پايى رسيد كه سريع تر از هر هواپيماى ملخه اى تا آن زمان بود.
همچنان كه شركت هواپيمايى گلاستر در زمينه هواپيماهايى با موتور توربو جت براى جنگ تحقيق مى كردند، ويتل آمريكايى ها را در تكميل موفقيت آميز اولين نمونه موتور جت يارى مى داد.
دولت انگلستان در سال ،۱۹۴۴ شركت «پاورجت» را تحت اختيار خود گرفت. در اين زمان هواپيماى جت گلاستر انگلستان كه در اختيار نيروى هوايى سلطنتى بود، عليه هواپيماى جت Me262S آلمان بر فراز آسمان اروپا به پرواز درآمد.
ويتل در سال ۱۹۴۸ با درجه فرمانده يگان هوايى از نيروى هوايى سلطنتى بازنشسته شد. در اين سال از جانب هيات سلطنتى موفق به دريافت پاداش يكصدهزار پوندى به دليل اختراعاتش شد و همچنين به دريافت لقب شواليه مفتخر شد. كتاب وى با نام «جت، داستان يك پيشرو» در سال ۱۹۵۳ منتشر شد. او در سال ۱۹۷۷ استاد تحقيق آكادمى فنون و علوم هوايى آمريكا در آناپوليس مرى لند شد. وى در سال ۱۹۹۶ در شهر مرى لند ايالت كلمبيا چشم از جهان فروبست.

منبع:newcoy.persianblog.ir

| + | نوشته شده در جمعه 24 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
تاریخچه و خصوصیات:

اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ میلادی را می توان نقطه عطف در پیشرفت صنایع موشکی در دنیا دانست زیرا زمانی بود که به تازگی جنگ جهانی تمام شده بود و کشورهای درگیر جنگ جهانی به خوبی ضرورت وجود موشک و جنگ افزارها را درک کرده بودند و با تجربیاتی که به هنگام جنگ کسب کرده بودند توانستند به دنیای جدیدی از ساخت سلاح ، موشک و هواپیما قدم بگذارند.
یکی از این کشورها که همواره ابرقدرتی موشکی محسوب می شد شوروی بود. اتحاد جماهیر شوروی با فاصله ای بسیار زیاد از رقبای خود در حال پیشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولی این پیشرفت هنگام فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با کمتر از نصف پتانسیل گذشته ادامه یافت.
البته باید به این نکته نیز توجه کنیم که با وجود چنین فروپاشی، روسیه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترین هاست. صنایع موشکی روسیه که همچون یکی از زیرشاخه های صنعت هوافضاست به تبع آن پیشرفت زیادی داشته است. رقابت بسیار جذابی بین کشورهای روسیه و ایالت متحده آمریکا در زمینه هوافضا وجود دارد که شاید یکی از دلایل پیشرفت سریع این صنعت در این کشورها و فاصله زیاد آنها با کشورهای دیگر همین باشد.
در لیست موشک های روسیه می توان انواع و اقسام موشک ها را از قبیل موشک های هوا به هوا، هوا به زمین، زمین به هوا، بالستیک، اتمی، ضد ماهواره ، ضد کشتی و ضد زیردریایی را دید. در این میان یکی از سری های بسیار قوی و با اهمیت سری موشک های S یا S-300 را می توان جزو سومین نسل موشک های زمین به هوا دانست که پروژه ساخت و طراحی آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
این موشک نسبت به موشک هایی که در زمان های قبلش ساخته می شد خصوصیات متفاوتی داشت. البته تنها در سیستم پرتاب (Launch) آن از سری موشک های ۴۸N6 نمونه برداری شده بود که می توانست میان برد یا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشک های سری S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد که در آن زمان این موشک ها به برد ۷۵ کیلومتری رسیده بودند.
شرکت مجرب آلماز (Almaz) مسئولیت طراحی و ساخت را برای نیروهای زمینی و شرکت بوکاتف وظیفه طراحی آن را براساس نیازهای نیروی دریایی روسیه به عهده گرفتند.
چندی بعد برای به کمال رسیدن این موشک ها براساس آخرین تکنولوژی های راکتی شرکت گرونیش (Grunish) نیز به این جمع پیوست.
هدف ساخت پروژه، موشکی با برد بالا، سرعت بسیار زیاد و قدرت مانوری مطمئن بود. این موشک باید کمترین زمان عکس العمل و قابلیت استفاده های نظامی گوناگون برای حمل کلاهک های مختلف و دارای کمترین زمان رسیدن به هدف و نیز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
منظور از قابل اعتماد بودن این است که هنگام پرواز از دید رادارها محفوظ باشد و ضد موشک ها نتوانند آن را ردیابی کنند،حتی از لحاظ حفاظت اولیه این موشک ها قرار بود که در کانتینرهایی جاسازی شوند که از زمان ساخت در کارخانه به بعد در همان کانتینرها بمانند و حتی سیستم پرتاب آنها نیز در خود کانتینرها تعبیه شود تا بتوانند در کمترین زمان ممکن از هر نقطه ای قابل پرتاب باشند. این پرتاب به صورت عمودی انجام می شود. یک لانچر قوی که می تواند موشک را تا ارتفاع ۲۰ متری بلند کرده و پرتاب کند. برای این امر یک جک هیدرولیک مدل ۴M330 ساختند که با سرعت بسیار بالایی این موشک را آماده پرتاب می کند.

مدلهای مختلف S-300:

S-300P
یکی از اولین موشک های این سریS-300P است که به سفارش وزارت دفاع روسیه تولید شد. این موشک می تواند کلاهکی را به اندازه ۱۳۳ کیلوگرم با بیشینه برد ۴۷ کیلومتر حمل کند. کمترین برد آن پنج کیلومتر است و می تواند در ارتفاع ۳۰ متری پرواز کند. سرعتش به سه کیلومتر در ثانیه می رسد و در ۲۸ ثانیه می تواند از خود عکس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش کمتر از پنج دقیقه است.

S-300F
در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشک متناسب با نیازهای نیروی دریایی روسیه بود که از سیستم پرتاب ۵V55RM استفاده می کند. سرعت آن ۴۶۸۰ کیلومتر در ساعت است و می تواند کلاهکی به اندازه کلاهک مدل P (۱۳۳ کیلوگرم) ولی با بردی دوبرابر (حدود ۹۰ کیلومتر) را با خود حمل کند. بیشینه سرعت آن ۶۱۲۰ کیلومتر در ساعت و طول خود موشک با کلاهک ۲۵/۷ متر است.کمترین برد آن هفت کیلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نیروی پیشرانش را تامین می کند. یک سیستم راداری معروف به ریف روی آن نصب کردند که می تواند در یک زمان شش هدف را شناسایی کند و به آنها هجوم برد.
S-300FM
مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد که باز هم مدلی برای نیروی دریایی بود. بسیار مدرن و پیشرفته بود. بیشینه سرعت آن به ۱۰ هزار کیلومتر در ساعت می رسد، وزن آن ۱۴۸۰ کیلوگرم است و این تفاوت بیش از هزار کیلوگرمی را می توان در وضعیت نیروهای پیشران این موشک دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه های عقب ۰۳/۱ متر است.
برد آن ۹۰ کیلومتر است و می تواند ۱۵۰ کیلوگرم کلاهک را با خود حمل کند. بیشینه سرعتی معادل ۷۵۶۰ کیلومتر در ساعت دارد که در ارتفاع ۲۵ هزارمتری پرواز می کند.

S-300PMU
مدل دیگر S-300PMU است. این موشک از لحاظ ظاهری بسیار شبیه مدل FM است حتی وزنش با آن یکی است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متری پرواز می کند و سوختش از مواد جامد تشکیل می شود. کمترین بردش پنج کیلومتر و بیشترین برد آن ۹۰ کیلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد که در واقع یک نمونه برداری از مدل MU بود. این موشک MU-2 نام داشت که از لحاظ اندازه و ابعاد دقیقاً مانند مدل قبلی بود ولی بردش به میزان ۱۰۵ کیلومتر افزایش یافته بود یعنی برد کلی آن به ۱۹۵ کیلومتر رسید. توانایی حمل آن نیز بیشتر شده است و می تواند ۱۸۰ کیلوگرم کلاهک را با خود حمل کند. سری ساخت این موشک ها تا سال اخیر ادامه یافت.

منبع:newcoy.persianblog.ir
| + | نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد









































| + | نوشته شده در شنبه 18 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد

كارشناسان وزارت دفاع ايالات متحده، از عقب ماندن آمريكا در مسابقهء تسليحات ضدموشكي چين و روسيه اظهار نگراني كرده‏اند. اين نگراني نيز بي‏دليل نبوده است زيرا هنگامي كه تسليحات جديد ايالات متحده در دههء 1990 (نظير جنگندهء F/A-22) در حال تكامل و پيشرفت بودند، هم روسيه و هم چين در حال توليد و توسعهء‌ نسل جديدي از موشكهاي ضدهوايي بودند كه در غرب، هيچ هم‏آوردي براي آن وجود نداشت.
مطبوعات نظامي غرب، به تازگي گزارش‏هايي را منتشر كرده‏اند كه در آنها به خطر جدي توليد موشك بالستيك بين قاره‏اي روسيه موسوم به TOPOL-M اشاره شده است. پيش از اين، دو نوع از تسليحات هسته‏اي در كلاهك موشكهاي قاره‏پيما به كار گرفته مي‏شد. TOPOL-M از تمام انواع مشابه موجود در زرادخانهء ايالات متحده، پيچيده‏تر و پيشرفته‏‎تر است و بنابر گزارشاتي، داراي كلاهك 50 مگاتني مي‏باشد. اين موشك، قبل از اصابت به هدف و در طول مسير، وارد ارتفاعات بالاي جو زمين مي‏شود و از اين رو هدفگيري آن با تسليحات ضدموشكي، غيرممكن است.

TOPOL-M
 


موشک مرگبار S-300

 

روسيه، امروزه رقابت جديدي در توليد تسليحات آغاز كرده و در حال انتقال تكنولوژي آن به ديگر كشورهاست. از جملهء جديدترين اين تهديدات، انتقال تكنولوژي و تعدادي لانچر موشكهاي ضدهوايي بسيار پيشرفتهء S-300PMU به چين است. اين موشك در سازمان ناتو با كد رمزSA-10C Grumble  (سام10) شناخته مي‏شود.
گزارشات مسجل شدهء جاسوسان نظامي ايالات متحده حاكي از آن است كه چين، حداقل 12 سيستم لانچر از اين نوع موشكهاي مرگبار را در نزديكي سواحل تايوان نصب كرده است.
S-300PMU در واقع يكي از سريع‏ترين و مؤثرترين موشكهاي زمين به هواي (SAM) ساخت روسيه به شمار مي‏رود كه منحرف كردن يا از كار انداختنش توسط سيستم‏هاي اغتشاش‏گر، تقريبن غيرممكن است.
SAM مخفف surface-to-air missile
اكنون، ارتش چين، در سرتاسر سواحل منتهي به تايوان، پايگاههاي S-300 خود را مستقر و آمادهء شليك كرده است. تايوان، توانايي بسيار اندكي براي خنثاسازي اين موشكهاي سام در اختيار دارد و اين نيز به دليل در اختيار نداشتن موشكهاي ضدراداري نظير هارم (HARM) مي‏باشد
HARM مخفف High Speed Anti-Radiation Missiles
بدين طريق، در سال 2001، دولت تايوان براي  پرواز جنگنده‏هايش در نيمه‏اي از كشورش دچار مشكل شده و تعداد قابل توجهي از هواپيماهايش را در صورت استفادهء چيني‏ها از اين موشكهاي سام از دست مي‏داد، از اين رو تايوان تصميم گرفت از پرواز جنگنده‏هايش در آن قسمت، صرفنظر كند.

 

انتقال S-300 به ايران
بدترين موضوع براي پنتاگون، خبر انتقال بي سر و صداي موشكهاي S-300 از سوي روسيه به ايران بوده است.
جهت ايجاد يك دفاع هوايي هوشمند، مقامات روسي با همكاري ايران، دو سيستم S-300PMU را در حومهء تهران مستقر كرده‏اند و نظاميان ايراني هم اكنون در مسكو، مشغول گذراندن دورهء پيشرفته آموزشي اين موشكها مي‏باشند.
بر طبق نظر پنتاگون، فروش اين موشكهاي پيشرفتهء روسي به ايران، معادلات دفاعي منطقهء نفت‏خيز خليج‏فارس را برهم زده است، زيرا هيچ مشابهي براي موشكهاي S-300 در بين متحدين ايالات متحده در منطقه‏ نظير عربستان‏سعودي، كويت، امارات متحده عربي، ژاپن و تايوان موجود نمي‏باشد. ضمنن هيچ جنگنده‏‎اي در جهان وجود ندارد كه بتواند مجهز به سيستمي شود كه اين موشك جديد روسي را از كار بيندازد. بنابراين كاخ سفيد تا زمان پاك شدن ايران از انبار موشكهاي مختلف، (برخلاف دولت كلينتون) بودجهء نظامي خود را كاهش نخواهد داد.

 

موشك S-300PMU امروزه يكي از بهترين موشكهاي دفاع هوايي روسي به شمار مي‏رود كه مشابه موشك پاتريوت آمريكايي ارزيابي مي‎‏شود هرچند كه قابليتهاي و دقت عمل بسيار بهتري نسبت به آن (پاتريوت) دارد و مي‏تواند بر عليه همهء جنگنده‏هاي موجود ايالات متحده به كار گرفته شده و آنها را ساقط كند. رادار اين موشك، از فاصلهء 250 كيلومتري، جسم پرنده‏اي به ابعاد 25 سانتي‏مترمربع را به راحتي تشخيص مي‏دهد. مقامات عاليرتبهء پنتاگون بارها اذعان كرده‏اند كه آمريكا، امروزه، هيچ وسيله‏اي جهت از كار انداختن موشك مرگبار S-300 در اختيار ندارد.
تحليل‏گران ارشد دفاعي پنتاگون (جيمزتاون و ريچارد فيشر) در جلسهء مقامات عاليرتبهء دفاعي ايالات متحده (به تاريخ 1999) هراس خود را از در اختيار گرفته شدن اين موشكها توسط صربستان و استفادهء آنها بر عليه جنگنده‏هاي ناتو ابراز كرده‏اند:
* «اگر صربها S-300 در اختيارشان قرار گيرد، آنها ديوار دفاعي بسيار متفاوتي خواهند داشت.»
* «استفاده از S-300 بر روي خليج‏فارس، هزينهء نبرد را براي نيروي هوايي كشورهاي عربي، بسيار بالا خواهد برد و عمليات هوايي ايالات متحده را بسيار مشكل‏ساز خواهد كرد.»

 

واكنش مورد نياز آمريكا
در اين باره، تحليل‏گر ارشد نظامي پنتاگون – جك اسپنسر – مي‏گويد:
«ازدياد اين گونه سلاح‏‎هاي دفاع هوايي پيشرفته، يكي از دلائل توسعهء جنگنده‏هاي پنهان‏كار نظير F-22 مي‏باشد.»
وي اضافه‏ مي‏كند: «اين يكي از دلائلي است كه به ما مي‏گويد چرا به تعداد بيشتري B-2 و موشكهاي كروز بردبلند (جهت انهدام پدافندهاي دوربرد) نياز داريم، زيرا كه با وجود اينها، بمب‏افكن‏هاي قديمي B-52 و B-1 مي‏توانند به سمت اهدافي كه پدافند هوايي قوي دارند پرواز كنند، بدون آنكه مورد هدف واقع شوند.»

 

موشک R-77

 

موشك ضدهوايي S-300 فقط يكي از اقلام جديد تسليحاتي روسيه است كه به نمايش عموم درآمده و در معرض فروش گذاشته شده است. سلاح صادراتي ديگر، موشك R-77 ساخت ويمپل است (Vympel) كه در سازمان ناتو با كد رمز AA-12 Adder شناخته مي‏شود. R-77 يك موشك بسيار دقيق هوا به هواي دوربرد كه توسط اغلب جنگنده‏هاي روسي حمل مي‏‎شود.
R-77 براي انهدام اهداف هوايي در ماوراي ديد (BVR) طراحي شده است و گزارش شده است كه بسيار بهتر و دقيق تر از موشك آمريكايي AIM-120 موسوم به آمرام (AMRAAM) مي‏باشد.

 

AMRAAM

 

AMRAAM مخفف Advanced Medium Range Air-to-Air Missile
BVR مخففBeyond Vision Range

 

موشكهاي R-77 اخيرن به تعداد فراوان در اختيار نيروي هوايي جمهوري خلق چين (PLAAF) قرار گرفته‏اند.
PLAAF مخفف People's Liberation Army Air Force

 

تحليل‏گر ارشد نظامي – ريچارد فيشر – يادآوري مي‏كند: «فروش R-77 به چين، يك نگراني بزرگ است.» وي اضافه مي‏كند: «موشكهاي آمريكايي آمرام، تنها مي‏توانند برتري هوايي اندكي را فراهم آورند. اين راهي كه با فروش R-77 ها رفته شده است، تنها مي‏تواند با جايگزيني موشكهاي بهتري، باعث ايجاد برتري هوايي مناسب شود و اين موشكهاي جديد بايد به متحدين ما فروخته شوند. مشكل عمدهء ديگري كه گزارش شده است، همكاري روسيه با چين در طراحي و توسعهء نوع دوربردتري از موشكهاي R-77 با موتور رمجت (ramjet) است كه تحت لواي قراردادي كه پيشتر با روسيه بسته شده بود، انجام مي‏‎شود.»
فيشر همچنين مي‏گويد: «اين بسيار براي دولت كلينتون احمقانه بود، زيرا به جاي آنكه موشكهاي AIM-120 (آمرام) را به تايوان بفروشند، آنها را در انبار نگهداري مي‎كردند. ما نياز به ذخيرهء تعداد زيادي موشك AIM-120 (آمرام) در تايوان داريم تا در موقع لزوم و براي نجات تايوان، توسط ايالات متحده به كار گرفته شوند. با اين حال، هنگامي كه نيروهاي ايالات متحده براي كمك به تايوان (در جنگ آتي با چين) وارد عمل مي‏‎شوند، با تعداد انبوه و زيادي از موشكهاي دفاع هوايي جديد نظير S-300 و R-77 روبه‏رو خواهند شد.»

 

دست‏يابي چين به تعداد بيشتري از موشكهاي مرگبار كروز
همچنين چين به تعدادي موشك بسيار مهلك كروز روسي از نوع  3M-82 Moskit دست يافته است. اين موشك در سازمان ناتو با كد رمز SS-N-22 Sunburn شناخته مي‎شود.

 
موشک ضدکشتي 3m-82 Moskit
 

موشك كروز 9000 پاوندي Sunburn با سرعتي بيش از 1500 مايل بر ساعت پرواز مي‏كند و به كلاهك هسته‏اي با قدرت تخريبي 10 برابر بمب هيروشيما مجهز است.
چين اخيرن دو موشك Sunburn را به طرف تايوان نشانه رفته و شبح ترسناك سايهء يك جنگ هسته‏اي را بر اين جزيره افكنده است.
تحليل‏گر ارشد پنتاگون – جك اسپنسر – اعتقاد دارد: «گسترش اين تسليحات، بسيار خطرناك است. اين موشكها تنها به يك دليل ساخته مي‎شوند: هدفگيري ناوهاي جنگي ايالات متحده كه مجهز به سپر دفاع ضدموشكي هستند. به قدر کافي گفتيم. چيني ها آنچه را مي خواهند روزي بدست خواهند آورد. (تايوان) چرا؟ زيرا من فکر مي کنم ما بايد در مورد هدفگيري ناوگان آمريکا با آنها بحث کنيم نه جزيرهء تايوان.»
وي افزود: «خواه ناخواه ما اين سوال خوبي است که بايد از آن دفاع کنيم. (مذاکره با چين) به احتمال زياد ما دو راه بيشتر نداريم: مذاکره يا وارد شدن در جنگي که دفاع از آن بسيار سخت خواهد بود.»

 

Phalanx Gatling

 

ريچارد فيشر اعتقاد دارد: «تايوان قدرت دفاعي بسيار اندکي در برابر موشکهاي مافوق صوت ضدکشتي Sunburn دارد و با اصابت اولين موشک و سوراخ شدن بدنهء اولين کشتي تايواني، جرقهء جنگي بسيار بزرگ زده خواهد شد. مسلسلهاي موسوم به Phalanx Gatling (نصب شده بر روي کشتي هاي تايواني) قادر به مقابله با Sunburn نيستند. رادار سيستم موشکي موسوم به AEGIS مي تواند مانع Sunburn شود اما اين سيستم بسيار گران قيمت است و دولت از فروش آن به تايوان واهمه دارد. (به واسطهء فشار چين) در غياب سيستم حفاظتي AEGIS، ايالات متحده وضعيت خوبي به هيچ وجه ندارد؛ ولي اين را نيز بايد در نظر داشت که بيرون کشيدن موشکهاي ضدکشتي Sunburn، جرقهء يک نبرد بسيار عظيم را خواهد زد.


منبع:military.blogfa.com

| + | نوشته شده در جمعه 17 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد


ارتش هر کشور , همیشه جهت پیش بینی رفتارهای دشمن به هواپیماهای شناسایی بدون سرنشین با قدرت پایداری بالا و البته سرعت کم که توانایی دهها ساهت پرواز در نزدیکی منطقه تحت قلمروی دشمن را داشته باشند , نیازمند است , بناربراین تا به حال هواپیماهای بسیاری برای انجام این گونه ماموریت ها ساخته شده اند , علاوه بر آن آشکارترین سلاح نیروی هوایی هر ارتش هواپیماهای جنگنده یا بمب افکنی است که با سرعتی فراتر از سرعت صوت به پرواز در می آیند و به جنگ با هواپیماها و یا انهدام مواضع دشمن می پردازند.







در این جا یک سوال مطرح می شود.که آیا می توان دو خصوصیت هواپیماهای اشاره شده را با هم ترکیب نمود؟یعنی می توان هواپیماهای مخصوص شناسایی داشت که بتواند با سرعتی فراتر از سرعت صوت به پرواز در آید و بمب نیز حمل کند؟ولی مشکلی وجود دارد این است که هواپیماهای که در سرعت کمتر از سرعت صوت (Sub Sonic) پرواز می کنند , مسلما نمی توانند چند ماخ سرعت داشته باشند (Super Sonic) و بالعکس.

مهندسین و طراحان کمپانی ((نورث روپ گرومن)) در واقع با طراحی هواپیما بدون سرنشین مفهومی (Switchblade) به این نیاز , پاسخ گفته اند.این UAV (پهباد) پس از به پایان رسیدن مراحل ساخت در زمان تعیین شده (سال 2020) می توانند هماند یک هواپیما معمولی (Sub Sonic) در حالی که بال 200 فوتی (تقریبا 61 متر) آن عمود بر موتورهایش قرار گرفته اند , برای انجام ماموریت های شناسایی با سرعت های پایین به پرواز در آید.ولی درست در لحظه ای قبل از این که این هواپیما دیوار صوتی را بشکند , بال یک تکه ای آن , 60 درجه خواهد چرخید و از این رو سویی از دماغه (سوئیچ بلید) و سوی دیگر آن , انتهای آن را شکل خواهد داد.

این ترکیب خاص آیرودینامیکی موج های شکسته هوا را که در جلو یک هواپیما در سرعت سوپر سونیک بوجود می آید و باعث بوجود امدن نیروی درگ می شود , بخش می کند و آن ها را کمتر می سازد.

زمانی که (سوییچ بلید) به سرعت ساب سونیک (سرعت کمتر از صوت) برگردد , بال متحرک ان نیز به حالت اولیه و متداول هواپیماها باز خواهد گشت. یک (سوئیچ بلید) آزمایشی و کوچکتر از اندازه اصلی , با حمایت مالی آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفای ایالات متحده (DARPA) تا 4 سال آینده برای انجام آزمایش های مختلف ساخته شد. مدل کانسپت اولیه , دارای یک بال یک تکه خواهد بود.همچنین موتورهای آن در پوششی در قسمت زیر (سوئیچ بلید) همراه با بمب ها و سیستم های شناسایی و دیده بانی قرار می گیرند , مجموعه فوق این امکان را به بال هواپیما می دهد تا در حالی که موتور همچنان در مسیر حرکت UAV قرار گرفته , چرخش خود را انجام دهد.

البته این هواپیما و در واقع کمپانی سازنده آن (نورث روپ گرومن) را نمی توان نخستین طراحان و در واقع صاحب این نوآوری به حساب آورد , چرا که سازنده فضاپیمای معروف (Space Shipone) یعنی (برت روتان) در سال 1979 با همکاری ناسا یک هواپیما با بال متحرک طراحی کرده بود ولی بال های شیب دار آن هواپیما , پردازش را با مشکل رو به رو ساخت و وقتی خلبان دماغه هواپیما را به سمت بالا کشید , هواپیما به سمتی مایل می شد و می چرخید. هوش مصنوعی UAV ها می تواند به آنها در به انجام رساندن سخت ترین و پرخطرترین ماموریت ها و انجام پروازهای پویا یاری رساند و مسلما یک خلبان کامپیوتری , نیازمند غذا , استراحت و ... نخواهد بود , ینابراین می توان حتی در ماموریت هایی که بیش از 15 ساعت به طول می انجامد و انجام آن ها توسط انسان مشکلات فراوانی را خواهد داشت , به کار گرفت.

اگر همه چیز خوب پیش رود , طبق گفته ی (دارپا) , یک نمونه ی با طول بال 40 فوت (تقریبا 12 متر) تا سال 2010 میلادی آماده ی نمایش و انجام آزمایش های مختلف خواهد بود و (سوئیچ بلید) اصلی و در اندازه کامل , قرار است تا با ورود خود به آسمان در سال 2020 , همه را شگفت زده کند.


منبع:military.blogfa.com

| + | نوشته شده در جمعه 17 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
محققان و کارشناسان شرکت سازنده جنگنده اف 22 (لاکهید مارتین ) از سه فناوری جدید که مکمل یکدیگرند برای ساخت اولین جنگنده استیلت رهگیر جهان استفاده کرده اند .

1- فناوری سطوح شیبدار(کاهش سطح مقطع راداری)

2- فناوری مواد جاذب رادار

3- استفاده از مواد جاذب گرما و امواج داخلی (در مفیاس اندک)


مقدمه
رادارها به گونه ای طراحی شده اند که امواج معینی را با طول موج و بسامد معین در فضا پخش میکنند در صورتی که مانعی در مسیر حرکت امواج منتشر شده ایجاد شود امواج با آن برخور نموده قسمتی از امواج جذب جسم و مقداری نیز بر اثر بازتابش در خلاف جهت باز میگردد . این مقدار بازتابیده شده پس از دریافت توسط آنتنهای گیرنده و آنالیز زمان انتشار و دریافت موج ، جهت انتشار موج ، سرعت انتشار موح و نیز سایر موارد دیگر نشان میدهد که امواج به چه نوع مانعی به چه بزرگی و با چه سرعتی برخورد کرده اند
پس یکی از علل شناسایی پرنده ها بازتابش امواج جذب نشده در آن است پس باید فکری کرد تا این امواج یا بازتابش مجدد نداشته باشند و یا از مسیر بازتابش اصلی منحرف شوند . حال چگونه میتوان این کار را انجام داد


فناوری سطوح شیب دار ( کاهش سطح مقطع )

در این فناوری از روش انحراف موج بازتابش برای جلوگیری از رهگیری پرنده استفاده میشود . همانطور که در بحث اپتیک (نور) در زمان دبیرستان به یاد داریم زاویه تابش و انعکاس نور به یک سطح صاف همواره برابر و در عوض زاویه تابش و انعکاس یک دسته پرتو موازی به یک سطح ناصاف و خمیده همواره متفاوت است و این همان اصل در فناوری کاهش سطح مقطع میباشد . در جنگنده های قدیمی به دلیل بالا بودن تعداد مکانهای خمیده و سطوح ناصاف ناشی از محل استقرار بمبها و موشکها و نیز خمیده و یا گرد بودن مقطع پرنده امواجی که از طریق رادار در فضا منعکس میشد پس از برخورد با پرنده در جهات گوناگون انعکاس مییافت که قسمتی از آن توسط ایستگاههای کنترل زمینی دریافت و موقعیت پرنده شناسایی میشد . جای شکی نبود که با منحرف کردن تمامی موج انتشار یافته شده در یک مسیر میتوان شانس دریافت امواج را در زمین برای آنتنهای زمینی بسیار کاهش داد .پس در جنگنده های نسل جدید تا حد ممکن سعی شد تا سطح مقطع زیرین اکثر هواپیما ها یا به صورت صاف باشد و یا به صورت شکسته تا موج تابیده شده را فقط و فقط در یک جهت منحرف کند .



فناوری مواد جاذب رادار


برای درک بهتر این فناوری در ابتدا به بحث درباره ماده سیاه میپردازیم

ماده سیاه در جهان هستی ماده ای نامرئی است که بنابه یافته های ستاره شناسی اکثر فضای پیرامون جهان هستی را در بر گرفته و از عبور هرگونه نور و موجی از خود به طور کامل جلوگیری میکند و باعث جلوگیری از رسیدن نور از آن سوی ماده به سمت جهان هستی میگردد. علت اصلی سیاه دیده شدن آسمان در شب نیز وجود همین ماده سیاه است . ولی در بحث زمینی مشابهی برای ماده سیاه با نام جسم سیاه تعریف شده است .

جسم سیاه جسمی است که تمامی امواج تا بیده به سمت آن را به طور کامل جذب کرده و مانع از بازتابش آن میگردد .جسم سیاه آرمانی متشکل از یک ساختار کروی شکل است که سوراخ ریزی بر آن وجود دارد و هر پرتوئی که وارد این سوراخ شود توانایی خروج از آن را نخواهد داشت .

 
هنوز هیچ تاریخچه مشخصی در مورد مواد جاذب رادار و سازنده آنها مشخص نشده . برخی کارشناسان ادعا کردند که آلمان اولین کشوری بود که در جنگ جهانی دوم و در سال 1942 موفق به ایجاد این فناوری شد و لی پس از شکست آمریکا اسناد آن را به دست آورده و پس از تحقیق از آن بهره برداری کرده است (در صورتی که این فرض درست می بود باید آمریکا در اوایل دهه هفتناد میلادی توانایی ساخت جنگنده های ضد رادار را به دست می آورد در حالی که اولین طرح ساخت جنگنده ضد رادار در خلال سالهای 1990 تا 1995 ارائه شد ) دسته دوم از کارشناسان نتایج تحقیقات یک دانشمند روسی در دهه های 60 و 70 را کلیدی برای آغاز طرح ساخت این مواد اعلام کردند . هرچند که ایران نیز این نظریه را رد نکرده و نام دانشمند مربوطه و کتاب وی را به دست آورده (متاسفانه به دلیل اعمال سانسور بر بخشی از اطلاعات موجود در منابع ایرانی موفق به یافتن نام و نام کتاب دانشمند مربوطه نشدیم ) وجود زیر دریایی های غیر قابل رهگیری شوروی در دهه های بعد از هفتاد نیز تاییدی بر این مطلب می تواند باشد . ولی اولین تحقیقات رسمی در مورد مواد جاذب رادار به گفته غربی ها در سازمان کشتیسازی داکیارد کانادا با همکاری چند دانشگاه بزرگ انجام شد که پس از سه سال به نتیجه رسید . و علاوه بر دستیابی به این فناوری نرم افزاری نیز برای پیش بینی مناطق حساس راداری در پرنده ها و کشتی ها که میتوانست موجب شناسایی آنها شود نیز طراحی شد .( گزارش این مطلب به زودی پس از ترجمه در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت )

در این فناوری نوین از ساختار شش ضلعی لاله زنبوری به طور گسترده استفاده شده است (باز هم میگم طبیعت خودش الهام بخشه بسیاری از مهندسانه جهانه ) که تنها ماده ای چون کربن که به گفته کارشناسان از نوع فعال آن است می تواند چنین ساختاری را ایجاد کند .

هنگامی که امواج رادار با سطحی برخورد میکنند ابتدا مقداری از نیروی آن موج از سوی سطح جذب شده و نیروی موج بازگشتی به همان مقدار کاهش می یابد که موجب ضعیفتر شدن موج برگشتی میشود . ساختار لانه زنبوری با ایجاد انعکاسهای درونی پی در پی یک موج نیروی آن موج را گرفته و باعث میشود که در نهایت موج خروجی نتواند قدرت کافی را برای بازگشت به آنتن زمینی و ایجاد زمینه شناسایی پرنده فراهم کند . فقط رادارهای پرقدرتی چون رادار میگ 31 روسی تا کنون توانسته اند به تعداد محدود این گونه پرنده ها را آن هم در فاصله نه چندان دور شناسایی کنند . علت اصلی آن نیز میزان بالای انرزی موجود در امواج پخش شده توسط رادار میگ 31 است که با وجود انعکاسهای پی در پی باز هم میتواند مقداری انرزی کافی برای بازگشت به رادار میگ را داشته باشد .

تاکنون هیچ گونه شکلی از نوع ساختار لانه زنبوری به کارگرفته شده در این مواد منتشر نشده ولی نزدیکترین اشکال ممکن که برخی کارشناسان با استفاده از قوانین فیزیکی آن را تصویر کرده اند به صورت زیر میتواند باشد . 3- استفاده از مواد جاذب گرما و امواج داخلی (در مفیاس اندک)



آخرین ترفندهایی که برای اختفای جنگنده اف 22 در نظرگرفته شده است عبارتند از

1- استفاده از نوعی سرامیک ضد حرارت در انتهای اگزوز که با عدم جذب گرما توانایی رهگیری جنگنده توسط موشکهای حرارتی را در سرعتهای کمتر از 1.5 ماخ به طور چشمگیری کاهش میدهد .

2- با توجه به جایگزین شدن دستگاههای هدایتی آنالوگ با دیجیتال میزان ریسک خروج امواج ایجاد شده توسط دستگاههای دیجیتالی افزایش پیدا کرده است که میتواند باعث شناسایی پرنده توسط نوع به خصوصی از رادارهای پیشرفته گردد. برای جلوگیری از این امر متخصصان با ایجاد یک پوشش داخلی ضد امواج و نیز به کار بردن لایه نازکی از طلا در قسمت داخلی شیشه کابین خلبان حد اکثر کارایی ممکن را برای جنگنده ایجاد کرده اند .



حرف آخر : هر چند روز به روز دنیای علم با پیشرفت خود باعث ایجاد فناوریهای نظامی جدیدی می شود ولی همزمان با آن و یا با فاصله کمی از آن روش مقابله با آن فناوری نیز بدست می آید . درست همانند حیوانات که پس از مدتی زندگی در خطر خود را در مقابل خطرسازگار و یا ایمن میکنند . طبیعت همواره الهام بخش بسیاری از دانشمندان جهان بوده است و بسیاری از راه حل های موجود را نیز درخود نهان دارد . شاید روزی که آن سیب بر سر نیوتون افتاد او هرگز فکر نمیکرد که روزی لانه زنبور الهامی برای دانشمندان برای اختفا در آسمان باشد . حال دیگر زمان آن رسیده که در کشور خود نیز با توجه به اسرار درون طبیعت ما نیز سعی در ایجاد پیشرفت در کشور خود نماییم . به امید پیشرفتهای بیشتر MSKSB

منابع . مطلب فوق جمع بندی از مطالب بیش از ده سایت معتبر علمی داخلی و خارجی هست که پس از یک هفته تلاش مداوم تقدیم حضورتان میگردد . امید است با رعایت قانون کپی رایت گرد آور را در ارائه مطالب جدیدتر مصمم تر کنید .

توجه : ساختار لانه زنبوری واقع در تصویر تا کنون به تایید هیچ ارگان نظامی داخلی یا خارجی نرسیده است . پس آن را ساختار نهایی تلقی نکنید.
| + | نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
این روزها زمزمه های زیادی در خصوص حمله به ایران شنیده می شود. کارشناسان مسایل سیاسی, دفاعی و نظامی در گفتگوهای رسمی و غیر رسمی خود به بررسی این مسئله می پردازند, تحرکات مقامات سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل در کشورهای همسایه ایران (ترکیه, آذربایجان, گرجستان و...) زیاده شده و حتی سران کشورهای دنیا در مذاکرات و بازدیدهای معمول خود قسمتی از وقت خود را به بررسی و صحبت در خصوص فعالیت های هسته ای ایران اختصاص می دهند. این مسئله آنقدر شیوع پیدا کرده که حتی مردم ایران در کنار مطبوعات و سایر رسانه های داخلی در قبال آن واکنش نشان داده و در وبلاگها و سایت های اینترنتی خود مطالبی را در خصوص حمله احتمالی اسرائیل و آمریکا به ایران و تاسیسات هسته ای منتشر کرده اند. این مسائل در روزها و ماههای اخیر اذهان زیادی را به خود مشغول کرده, چه خبر شده؟ آیا قرار است جنگ جدیدی در منطقه خلیج فارس رخ دهد؟
هنوز هیچ کسی نمی داند که در آینده چه اتفاقی می افتد. آیا آمریکا و اسرائیل واقعا در صدد حمله به ایران و بمباران مراکز اتمی ایران می باشند؟
چنین حمله ای بطور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی, نظامی وامنیتی خاورمیانه, حساس ترین منطقه جهان را بر هم می زند. تحلیلگران خارجی بر این باورند که آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد پیش از آنکه فرصت از دست برود تعدادی از مراکز هسته ای ایران را مورد حمله قرار می دهند!
اما شک و شبهه در این خصوص زیاد است و این اخبار در حالی منتشر می شود که هنوز گفتگوهای مقامات ایرانی برای حل مسالمت آمیز پرونده فعالیت های هسته ای ایران در جریان است و نتایج گفتگوهای اخیر انجام شده در مسکو حاکی از آن است که پرونده ایران از کانال گفتگوهای دیپلماتیک خارج نمی شود و به جبهه جنگ نمی رسد.
اما سوالی که وجود دارد این است که اگر هنوز امید به مذاکره از بین نرفته اسرائیل از کوبیدن بر طبل جنگ و قطعی جلوه دادن حمله غافلگیرانه به تاسیسات هسته ای ایران چه هدفی را دنبال می کند؟
در واقع می توان گفت سران اسرائیل قصد دارند با استفاده از سیاست تزریق ترس و نگرانی به افکار عمومی ایران ضعف نظامی و سیاسی خود را پنهان کنند چرا که از توان لازم برای حمله به ایران برخوردار نیستند و می دانند که در صورت بروز هرگونه حرکت نسنجیده ای در پیشدستی برای حمله نظامی به ایران خود بازنده جنگ با ایران می شوند.
در واقع می توان اینطور پیش بینی نمود که اصلا حمله غافلگیرانه وجود ندارد و سران اسرائیل فقط قصد دارند از این طریق فشارهای روانی در درون ایران را افزایش داده تا بلکه به این امید بتوانند خللی در اراده دولت و ملت ایران در خصوص ادامه فعالیت های هسته ای بوجود آورند.
همه می دانند که اسرائیل در آرزوی تضعیف قدرت ایران است و در این راستا سعی می کند به هر طریقی که شده (حتی جنگ) اهداف خود را عملی نماید. اما می توان گفت که آرزوی اسرائیل برای حمله به ایران و بمباران مراکز هسته ای ایران نظیر آنچه که در سال 1981 و در عراق انجام داد تنها یک آرزوی واهی و بدون پشتوانه است که اسرائیل هیچوقت نمی تواند آنرا عملی نماید. پنج دلیل وجود دارد که هر گونه حمله ای به ایران از سوی اسرائیل شکست می خورد. این دلایل عبارتند از :

1: اسرائیل نمی تواند از بمب اتم استفاده کند
هر چند که تسلیحات پیشرفته در دنیای امروز می تواند نقش یک فاکتور کلیدی را در بدست آوردن برتری های نظامی در جنگ بازی نماید اما آنچه مسلم است این است که نحوه واکنش طرف مقابل سرنوشت نهایی جنگ را مشخص می کند.
برای مثال بررسی تجربه جنگ ویتنام نشان می دهد که با وجودی که ارتش ایالات متحده با یک ماشین نظامی حرفه ای و مجهز به این کشور حمله نمود نتوانست به هدف مورد نظر خود دست یابد و نهایتا مجبور به عقب نشینی از ویتنام شد.
در واقع هیچ کسی فکر نمی کرد که آمریکا در نبرد با کشوری مثل ویتنام که از ارتش قدرتمندی برخوردار نبود و حتی از تجهیزات نظامی پیشرفته ای برخوردار نبود شکست برخورد اما به هر حال آمریکا با وجود تمام برتریهای نظامی که داشت شکست خورد.
این مسئله در مورد اسرائیل نیز صادق است. هر چند که اسرائیل از کلاهک اتمی برخوردار است و تجهیزات نظامی پیشرفته ای را از سوی آمریکا و سایر کشورهای غربی دریافت نموده ولی داشتن بمب اتم به تنهائی نمی تواند باعث پیروزی اسرائیل در جنگ احتمالی با ایران شود.
اسرائیل با دارا بودن 100 الی 200 کلاهک هسته ای تنها کشوری در منطقه خاورمیانه می باشد که از سلاح اتمی برخوردار است ولی بسیاری از کارشناسان مسایل دفاعی و نظامی بر این باورند که داشتن سلاح هسته ای به تنهایی کارت برنده اسرائیل برای پیروزی در جنگ با ایران محسوب نمی شود.
آنچه مانع از حمله اتمی اسرائیل به ایران می شود این است که ایران در واکنش به حملات اسرائیلی از سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی برای حمله به مناطق حساسی از اسرائیل استفاده می نماید که بررسی عوارض حملات تلافی جویانه ایران باعث می شود که اسرائیل از حمله اتمی به ایران منصرف شود.
انصراف اسرائیل از حمله اتمی به ایران به این علت است که این کشور بسیار کوچک بوده و بخش عظیمی از جمعیت آن در محدوده کوچکی در اطراف تل آویو متمرکز شده است, به همین علت این منطقه بسیار آسیب پذیر شده چرا که بیش از هفتاد درصد از کل جمعیت اسرائیل و هشتاد درصداز ساختار زیر بنایی اسرائیل در این منطقه متمرکز شده است.
در اینجاست که زندگی میلیون ها یهودی ساکن در اسراییل در معرض تهدید جدی قرار می گیرد و اسراییل پیش از آن که به فکر حمله پیشگیرانه به ایران باشد، باید به فکر جان آنهایی باشد که تمام جمعیت این کشور یهودی نشین را تشکیل داده اند.
به همین علت هر چند که اسرائیل از سلاح اتمی برخوردار است اما تمرکز اقتصادی و جمعیتی آن در یک نقطه چنان ضعفی را به ارتش اسرائیل تحمیل نموده است که هیچگاه نتواند در برابر ایران از سلاح هسته ای استفاده نماید چون در صورتی که ایران این مناطق را مورد حملات شیمیایی یا بیولوژیکی قرار دهد دیگر از اسرائیل چیزی باقی نمی ماند و همین مسئله سبب شده که سلاح های شیمیایی ایران بتوانند به تنهایی عامل بازدارندگی مستحکمی در برابر کلاهک های هسته ای اسرائیل ایجاد نمایند.

2: حمله هوایی به ایران در تئوری ممکن ولی در عمل غیر ممکن است
نیروی هوایی اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای عراق (اوسیراک) از 16 جت که ترکیبی از بمب افکن های F-15 و جنگنده های F-16 بود استفاده کرد.
یکی از علل موفقیت نیروی هوایی اسرائیل در آن عملیات فاصله پروازی مناسب میان اسرائیل و عراق بود که به جنگنده های اسرائیلی این امکان را می داد که بدون نیاز به سوختگیری هوایی بتوانند در زیر خط رادار پرواز کرده و خود را به اهداف مورد نظر برسانند ولی فاصله پروازی طولانی میان تهران و تل آویو مشکلات فنی بسیاری را بر سر حمله هوایی به ایران بوجود آورده که در حالیکه خطرات زیادی را برای هواپیماهای اسرائیلی بوجود می آورد بلکه موفقیت آمیز بودن آنرا نیز در پرده ای از ابهام قرار دهد.
وقتی که تمامی این موارد در کنار یکدیگر قرار می گیرند حمله به ایران بسیار مشکل و خطر ناک و به عبارتی غیر ممکن به نظر می رسد.
افسران نیروی هوایی اسرائیل و تحلیلگران مسایل دفاعی دانشگاه تل آویو و سایر تحلیلگران غربی که راههای حمله هوایی به ایران را بررسی کرده اند در بررسی های خود به این نتیجه رسیده اند که هیچ تضمینی برای موفقیت حمله هوایی موفقیت آمیز به مراکز هسته ای ایران وجود ندارد.
اگر اسرائیل بخواهد مجددا اقدام مشابهی نظیر عملیاتی که در اوسیراک را انجام داد در ایران نیز انجام دهد باید از ترکیبی از جنگنده های F-16I و F-16D استفاده نماید. این هواپیماها دارای برد کافی برای رسیدن به هدف های مورد نظر در ایران و بازگشت هستند، اما به خاطر سوخت گیری هوایی که در مسافت های طولانی لازم است، این هواپیماها نیز از کارآیی چندانی برخوردار نیستند چرا که ضعف نیروی هوایی اسرائیل در امکانات سوختگیری هوایی (اسرائیل از تانکرهای قدیمی – بوینگ 707 – استفاده می نماید) مانع از موفقیت آمیز بودن حملات هوایی به ایران می گردد.

3: توان موشکی ایران قویتر از توان موشکی اسرائیل است

اگر اسرائیل بخواهد با موشک به مراکز هسته ای ایران حمله نماید همانطور که قبلا گفته شد بعید به نظر می رسد که از موشک های با کلاهک های هسته ای استفاده نماید بنابراین یکی از موشکهای که اسرائیل در صورت یک حمله موشکی احتمالی از آن استفاده می نماید موشک جریکو-2 است.

این موشک قابلیت رسیدن به ایران را دارد ولی با در نظر گرفتن احتمال خطای موشکها بر فراز چنین مسافت طولانی این موشک ها کاربرد کمی بر ضد تاسیسات هسته ای ایران خواهند داشت, مگر اینکه مقدار کافی از مواد منفجره را پخش نمایند که از آنجایی که در ساخت مراکز هسته ای ایران از مصالح ساختمانی مخصوص و منحصر به فردی استفاده شده و از آنجایی که بیشتر این مراکز در عمق زمین ساخته شده اند این موشک ها قابلیت چندانی برای نابودی مراکز هسته ای ایران ندارند.

از سوی دیگر ایران در سالهای اخیر موفق به طراحی و تولید نسل جدیدی از موشک های بالستیک شده و در زمینه طراحی و ساخت موشک از اسرائیل سبقت گرفته است. در حال حاضر موشک های شهاب -3 ایران می توانند اهداف دور دستی در خاک اسرائیل را مورد حملات دقیق قرار دهند. موشک های شهاب - 3 ایران با موفقیت آزمایش شده و کاملا قابل اطمینان هستند.


از سوی دیگر ایران انواع گوناگونی از موشک های پیشرفته و طولانی پرواز دیگری مثل موشک های کروز را نیز در اختیار دارد که ایران را در برتری موشکی منحصر به فردی نسبت به اسرائیل قرار داده است. این موشک ها هر چند از موشک های شهاب کندتر هستند اما مسیر پرواز آنها قابل پیش بینی نیست.


ارتش اسرائیل در سالهای اخیر سعی کرده است با خرید یا طراحی موشک های ضد موشک بتواند یک سیستم موشکی برای مقابله با موشک شهاب -3 تولید نماید ولی طبق اظهاراتی که از سوی مقامات ارشد وزارت دفاع این کشور بیان شده اسرائیل هنوز موفق نشده است که ضعف های موشکی خود را در مقابله با ایران جبران نماید و در صورت بروز یک جنگ احتمالی از این ناحیه متحمل خسارات های فراوانی خواهد گردید.



4: اسرائیل توانایی غافلگیری نظامی ایران را ندارد


پدافند عراق در ساعت 35/5 دقیقه بعد از ظهر یکی از روزهای گرم ژوئن در سال 1981 توسط شانزده جت نیروی هوایی اسرائیل که در زیر خط رادار و در موازت صحرا پرواز می کردند غافلگیر شد.


هواپیماهای اسرائیلی در یک سکوت رادیویی و زیر خط رادار طبق یک برنامه ریزی کاملا حساب شده به اهداف خود در جنوب بغداد رسیدند و در کمتر از 90 ثانیه تمامی تاسیسات هسته ای عراق را نابود کردند. آنها قبل از آنکه پدافند هوایی عراق بتواند واکنش موثری از خود نشان دهد اهداف خود را نابود کرده و بدون اینکه حتی کوچکترین صدمه ای ببینند به سوی تل آویو باز گشتند.


یکی از دلایل موفقیت آمیز بودن آن حمله مخفیانه بودن آن بود. وزارت دفاع اسرائیل خبر برنامه ریزی چنین حمله ای را حتی از سران کاخ سفید پنهان نگه داشته بودند و بدون اینکه از آنها اجازه بگیرند تصمیم به حمله به تاسیسات هسته ای عراق گرفتند.


اما مشکل فعلی اسرائیل این است که آنها دیگر نمی توانند یک حمله غافلگیرانه نظیر آنچه که در اوسیراک انجام دادند را در ایران عملی کنند زیرا در حال حاضر نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس حریم هوایی عراق و منطقه خلیج فارس را کنترل می کنند و اگر هواپیماهای اسراییلی بخواهند اقدامی علیه ایران انجام دهند باید از آمریکایی های اجازه بگیرند که آمریکا به راحتی با آن موافقت نمی کند


زیرا در حال حاضر آمریکا در عراق به گل نشسته است و همراهی با اسرائیل در یک جنگ جدید دیگر کابوسی برای ارتش آمریکا ایجاد می کند که اقتدار آمریکا در جهان را زیر سوال می برد, از طرفی اسرائیل به سختی می تواند بر فراز کشورهای عربی پرواز کند زیرا آنها دارای روابط سیاسی و اقتصادی گسترده ای با ایران می باشند و بعلت عقاید دینی و مذهبی نزدیکی که با ایرانیان دارند اجازه پرواز به هواپیماهای اسرائیلی برای حمله به ایران را نمی دهند.


در تئوری اسرائیل می تواند از پایگاه هایی در ترکیه به سوی اهداف مورد نظر در ایران پرواز کند. اما اجازه گرفتن از این کشور بسیار غیرمحتمل است. زیرا ترکیه در عین حال که در مورد برنامه تسلیحات هسته ای ایران نگران است ولی مخالف عمل بازدارنده علیه برنامه هسته ای ایران می باشد و از سوی دیگر اردوغان مجبور است پیش از هر نوع تصمیمی بازتاب های آنرا بر امنیت ترکیه و تمامی منطقه خاورمیانه بررسی نماید.


به هر حال اگر اسرائیل نهایتا موفق به کسب رضایت ترکیه برای استفاده از حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران گردد باز نمی تواند یک حمله هوایی غافلگیرانه را اجرا نماید زیرا از طرفی سیاستمداران و فرماندهان عالی رتبه نظامی ایران از حمله اسراییل به تاسیسات هسته ای عراق درس گرفتند و تمامی مراکز و تاسیسات هسته ای خود را در سراسر ایران و در اعماق زمین پخش کرده اند که حتی موفقیت به حمله به آن مراکز نمی تواند خسارات جدی بر آنها وارد آورد، و از سوی دیگر در صورت مخابره حمله هوایی به یکی از تاسیسات هسته ای ایران تمام پدافند هوایی ایران به حالت آماده باش در می آید و نیروی هوایی ایران با کمک پدافند هوایی ایران که در مناطق مذکور به شدت مجهز بوده و از آموزش های خاصی برخوردار شده است ابتکار عمل را از دست نیروی هوایی اسرائیل خارج کرده و ضربات سختی را بر هواپیماهای متهاجم وارد می آورد.


در حقیقت باید گفت که هواپیماهایی اسرائیلی که بتوانند وارد آسمان ایران شوند دیگر نمی توانند از حریم هوایی ایران خارج گردند و توسط پدافند هوایی ایران شکار می شوند.


بنابراین اگر اسراییل بخواهد به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند باید چندین بار اقدام به یک حمله هوایی گسترده نماید که موفقیت آمیز بودن چنین حملاتی بعید به نظر می رسد چون ایران از توان دفاعی بالا و یک پدافند هوایی مجهز و آموزش دیده برخوردار است.


بنابراین برای منهدم کردن موفقیت آمیز تاسیسات هسته ای ایران، اسرائیل باید اطلاعات کاملی در مورد مکان دقیق تاسیسات هسته ای ایران داشته باشد. برای اینکار نه تنها عکس برداری هوایی از مناطقی که تاسیسات هسته ای ایران مثل بوشهر و نطنز قرار گرفته است، لازم است بلکه باید سایر تاسیسات ایران شامل کارگاه های تولید سانتریفوژ و غیره نیز نابود گردند که این مسأله با توجه به قابلیت های بسیار بالای نیروی هوایی و توانایی پدافند هوایی ایران غیرممکن می نماید.


ضمن اینکه باید به این نکته توجه داشت که اسرائیل از چنین امکاناتی برخوردار نیست و این می تواند موانع جدی برای بمب افکن های اسرائیل که بر فراز مسافت طولانی پرواز می کنند به وجود آورد. با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران علاوه بر آنکه با ریسک بالای توام خواهد بود، برای این کشور مخاطراتی نیز به همراه خواهد داشت.



5: اسرائیل توان مالی لازم برای حمله به ایران را ندارد


هر چند که سران اسرائیل در اظهارات خود بارها تهران را تهدید به حمله نظامی کرده اند ولی هنگامی که صحبت از حمله به ایران جدی می شود آنها ترجیح می دهند که آمریکا و سایر متحدانش سکاندار حمله به ایران گردند.


در حال حاضر فضای سیاسی اسرائیل به علت پیروزی حماس در انتخابات فلسطین و مرگ مغزی آریل شارون چنان شرایط را سخت و دشوار کرده است که هر چند سران سیاسی و نظامی اسرائیل در اظهارات خود تهدید به حمله نظامی به ایران می کنند ولی در عمل نه توان نظامی برای عملی کردن تهدیدات خود را دارند و نه از توان مالی لازم برای حمله به ایران برخوردارند.


بنابراین آنها تلاش می کنند که از آمریکا و متحدانش برای حمله به ایران کمک بگیرند که در این مورد نیز نتوانسته اند موفقیتی بدست آورند زیرا اقتصاد آمریکا در حال حاضر در شرایط بسیار نابسامانی به سر می برد و هر گونه حمله نظامی به ایران باعث بالا رفتن قیمت نفت می گردد که آمریکا را از حمله به ایران پشیمان می کند, چرا که این کشور در حال حاضر هزینه های گزافی بالغ بر 300 میلیارد دلار در جنگ عراق هزینه کرده است و نه از توان مالی برای حمله به ایران و نه از حمایت مردمی لازم برخوردار است.


تمامی این دلایل می تواند دولت بوش را از ورود به یک ماجراجویی نظامی علیه ایران منصرف کرده که این موضوع نهایتا شکست دیگری برای تل آویو برای ایجاد یک جبهه جهانی برای تحت فشار قرار دادن ایران محسوب می شود.


تنها امیدی که در حال حاضر برای اسرائیل باقی مانده مشخص شدن نتیجه مذاکرات تهران – مسکو و تلاش برای تحریم اقتصادی ایران می باشد که بعلت حجم گسترده معاملات ایران با اکثر کشورهای جهان مخصوصا چین و روسیه بعید به نظر می رسد که اسرائیل بتواند در این عرصه نیز فشار چندانی را بر ایران تحمیل نماید.


هنگامی که 5 دلیل فوق را در کنار همدیگر قرار می دهیم می توان نتیجه گرفت که احتمال حمله نظامی از سوی اسرائیل و آمریکا به مراکز هسته ای ایران روز به روز کم رنگ تر می شود چرا که اسرائیل می داند فناوری های دفاعی ایران در حال گسترش است و موشک های شهاب 3 و 4 قادر به حمل کلاهک های هسته ای می باشند و حتی می توانند پایتخت های اروپایی را هم هدف قرار دهند.


پیچیدگی تاکتیکی و نظامی ارتش و سپاه ایران و حمایت گسترده مردمی در هنگام بروز تهدیدات خارجی سبب شده که ایران از قابلیت دفاع ملی گسترده ای برخوردار باشد و عملا تبدیل به یکی از ارتش های قدرتمند منطقه خاورمیانه گردد.


در حال حاضر بزرگترین نگرانی اسراییل از آن است که اگر ایران همچنان به توسعه و پیشرفت در عرصه های اقتصادی، علمی و نظامی ادامه بدهد در آینده ای نه چندان دور به قدرتمندترین کشور خاورمیانه تبدیل شده و منافع غرب در این منطقه حساس و نفت خیز جهان را با خطر مواجه سازد.


نکته ای که نباید فراموش کرد این است که از سال 1960 اسرائیل تنها رژیمی در میان کشورهای منطقه بوده است که از فناوری هسته ای برخوردار بوده و بنابراین تلاش این کشور برای انحصاری نگه داشتن این فناوری برای خود و جلوگیری از دستیابی سایر کشورهای منطقه به آن از ستون های ثابت سیاست دفاعی اسرائیل می باشد.


لذا غرب و مخصوصا اسرائیل برای جلوگیری از تبدیل شدن ایران به کشوری قدرتمند سعی می کنند با بزرگ نمایی و نظامی جلوه دادن فعالیت های صلح آمیز هسته ای این کشور موانعی بر سر راه پیشرفت های علمی این کشور ایجاد کنند تا از این طریق بتوانند همچنان سلطه خود را در منطقه خاورمیانه حفظ کنند.


منبع:military.blogfa.com

| + | نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
پس از موفقیت صنایع هوایی اسرائیل در طراحی و ساخت جنگنده های نسل سوم «نشر» و «کفیر»، و تاثیرات بسزای ان در جنگهای منطقه ایی ، طراحان اسرائیلی تصمیم به طراحی یک جنگنده نسل چهارم گرفتند و در نتیجه جنگندهء نسل چهارم اسرائیل یعنی «لاوی» ساخته شد. لاوی یک جنگندهء بسیار پیشرفته و در حد جنگنده هایی نظیر اف16 و اف18 می باشد. از این جنگنده کمتر گفته شده است، زیرا هیچگاه به طور رسمی به كار گرفته نشد ولی IAI جهت جبران زحمات فراوانی كه برای طراحی این جنگنده و سیستم‏های پیشرفته‏اش كشید، بسیاری از طراح‏هایش را عینن به جنگنده‌ء J-10 چینی منتقل كرده است. امروز، لاوی در قالبی نو به نام J-10 در اختیار نیروی هوایی چین و به زودی پاكستان، قرار خواهد گرفت. چینی‏ها، علاقمندی مقامات ایران را نیز برای دریافت این جنگنده اعلام كرده‏اند هرچند به سختی می‏توان باور كه دولت اسرائیل، اجازهء‌ فروش J-10 را به ایران صادر نماید.

لاوی یک جنگنده چند کاره است که هرگز وارد خدمت نشد اما با این وجود، مرحلهء مهمی را در زمینهء توسعهء هواپیما در صنایع IAI شکل داد و شاید بالاتر از توان IAI قرار داشت
برای اولین بار در تاریخ تکنولوژی اسرائیل، طراحی مستقل یک هواپیمای پیشرفته، محقق شده بود. پیشتر از این، صنایع IAI، جنگنده های Nesher، Kfir و Tzukit را با موفقیت تولید کرده بود، اما در واقع این هواپیماها، مدلهایی کپی شده یا ارتقاء یافته از جنگنده های ساخت کشورهای دیگر بودند. لاوی در واقع اولین هواپیمایی بود که مطابق با استانداردهای مورد نیاز نیروی هوایی ساخته شد و یکی از پیشرفته ترین جنگنده هایی شد که در آستانهء ورود به هزارهء سوم تولید شده بود. قرار بود بین سالهای 1993 تا 2003، تعداد 300 فروند لاوی ساخته شده و جایگزین هواپیماهای قدیمی A-4 (اسكای‏هاوك) و كفیر شوند. كل این پروژه، مبلغی در حدود 3 میلیارد دلار را بالغ می‏شد.
 
برنامهء تولید لاوی به فوریه 1980 باز می گردد. در آن زمان دولت به نیروی هوایی اجازه داد تا جنگندهء آینده بر اساس تکنولوژی های فنی پیشرفته، طراحی شود. 18 ماه بعد، پروسهء تولید هواپیمای جدید در IAI شکل گرفت و قرار شدن برای موتور هواپیما که ساخت آن نیاز به تکنولوژی فنی بالایی دارد از بین موتورهای ساخت شرکت پرات اند ویتنی،‌ یک مدل انتخاب شود.
جنگندهء تک سرنشینهء لاوی قرار بود جایگزین هواپیماهای اسکای هاوک (SkyHawk) شده و ماموریتهای گوناگونی مانند حمله به اهداف زمینی در فواصل نزدیک و متوسط و دفاع هوایی را به انجام برساند.
نوع دو سرنشینه نیز قرار بود برای مراحل پیشرفته‏تر آموزش خلبانی به کار گرفته شود ضمن آنکه بتواند ماموریتهای رزمی را نیز به خوبی انجام دهد.
 
لاوی، جنگنده‏ای در ابعاد کوچک، باهوش و دارای سیستم‏هایی بود که امکان خطا را کم می‏کرد و راه حل مناسب نیروی هوایی برای نبردهای آینده به شمار می رفت. سیستم‏های نرم افزاری بسیار هوشمندی برای كنترل و نشانه‏روی تسلیحات در داخل جثهء كوچك این جنگنده تعبیه شده است. وجود این سیستم‏های كامل، به معنی كاهش هزینه‏های تعمیر و نگهداری می‏شد، زیرا با ورود به خدمت این جنگندهء‌ چندماموریته، تعدادی جنگندهء قدیمی از رده خارج می‏شدند.
مطابق اصول فنی، لاوی یك جنگندهء بسیار پیشرفته به شمار می‏رفت:
- با بدنه‏ای كاملن آیرودینامیك؛
- قابلیت مانور عالی؛
- پسای كم در هنگام حمل تسلیحات كامل؛
- قابلیت پرواز با حداكثر مهمات در حداكثر سرعت و فواصل طولانی؛
- قابلیت استفاده از انواع تسلیحات پیشرفته.
جزئیات عملیات هواپیما – به خصوص كابین آن – به وسیله خلبان برنامه‏ریزی می‏شود. بدین معنی كه جنگنده به خلبانش اجازه می‏دهد وارد اجرای تاكتیكهای نبرد شود بدون آنكه نیاز به دقت و كنترل مدوام سیستم‏های مختلف جنگنده باشد. سیستم‏های الكترونیكی لاوی (آویونیك) به شكل كاملن نو و ابداعی طراحی شده‏اند و دارای عیب‏یاب خودكار هستند تا تعمیر آنها، ساده‏تر شود.
به تاریخ 31 دسامبر 1986، نمونهء ابتدایی لاوی، اولین پرواز از سری پروازهای آزمایشی لاوی را انجام داد. سرخلبان آزمایشگر – مناخیم شیمول – كه از ژنرال‏های ارشد نیروی هوایی است ساعت 13:21 به وقت محلی، از باند پایگاه هوایی بن‏گورین به هوا خاست و در مدت 26 دقیقه پرواز، سیستم‏های كنترلی و موتور این جنگنده را مورد سنجش قرار داد.
سه ماه بعد، دومین نمونهء اولیه نیز به هوا خاست. در آن پرواز نیز سیستم‏هایی چون: سیستم كنترل پرواز، موتور، برق هواپیما، هیدرولیك و سیستم خنك كنندهء كابین (ایركاندیشن) مورد آزمایش قرار گرفت. دومین نمونه، دچار برخی بهسازی‏ها نسبت به مدل اول شده بود كه شامل حمل مخزن سوخت سوارشده در وسط بدنهء هواپیما، غلاف سوختگیری هوایی و برخی سیستم‏های الكترونیك (آویونیك) كه در نمونهء اول، گنجانده نشده بودند.
در كل تعداد 3 فروند نمونهء اولیه از لاوی در IAI تولید شد كه به غیر از 5 فروند نمونهء اصلی بود كه بعدن ساخته شد.
به تاریخ 30 آگوست 1987، دولت تحت فشار آمریكا، تصمیم گرفت تا ادامهء پروژه لاوی را ملغی كند. دلیل آن نیز مشكلات تامین بودجه و همچنین فشارهای اقتصادی و سیاسی وارده از طرف احزاب بود. (برخی احزاب مانند حزب لیكود بر خلاف حزب كارگر، از هزینهء تمام شدهء‌ نسبتن بالای این جنگنده رضایت نداشتند و ترجیح می‏دادند كه جنگنده‏های ارزان‏قیمت‏تری مانند F-16C/D از ایالات متحده خریداری شود) همچنین ایالات متحده، نگران از دست رفتن بازار جنگنده‏های صادراتی اف16 و اف18 خود بود. این تصمیم، باعث تظاهرات كارگران خشمگین صنایع IAI شد هرچند كه نتیجه ای دربر نداشت. IAI انتخاب دیگری نداشت و بدین گونه 5000 نفر از كاركنانش،‌ بیكار شدند.
دولت مبلغ 450 میلیون دلار بابت هزینهء لغو پروژهء لاوی از ایالات متحده طلب كرد.
سومین نمونهء لاوی كه به نام B-3 یا Technology Demonstrator (اثبات كنندهء‌ تكنولوژی) نامیده شد، دو سال بعد از ملغی شدن پروژه، ساخته شد. این جنگنده، امروزه در IAI برای تست و ارزیابی سیستم‏های الكترونیك به منظور صادرات به دیگر كشورها، مورد استفاده قرار می‏گیرد.
برخی مشخصات فنی
ماموریت اولیه: جنگندهء چندكاره (Multi-Task)
سازنده: اسرائیل
ابعاد
طول: 14.57 متر
فاصلهء دو سر بالها: 8.78 متر
ارتفاع: 4.78 متر
مساحت بالها: 33.05 متر مربع
مقدورات
حداكثر سرعت: 1.85 ماخ
حداكثر وزن قابل بارگذاری: 7200 كیلوگرم
برد عملیاتی: 2100 كیلومتر
وزن خالص: 9990 كیلوگرم
پیشرانه
یك موتور توربوفن ساخت پرات اند ویتنی (PW1120) با كشش 9344 كیلوگرم
برخی سیستم‏ها
سیستم كامپیوتری پرواز با سیم = Fly By Wire یا FBW
گیرندة اخطار راداری = Radar Warning Receiving یا RWR
سیستم پیشرفتهء تشخیص دوست از دشمن: IFF
نمایشگر سربالا = Headup Display یا HUD ساخت Albit Systems
و . . .

دلائل لغو پروژهء لاوی

در 30 اوت 1987، كابینهء اسراییل با اكثریت نسبی آرا (12 به 11) در مورد لغو برنامهء تولید هواپیمای جنگنده لاوی (در عبری به معنای شیر) به توافق رسید. دولت رونالد ریگان كه در آغاز حامی این برنامه بود، با تغییر موضع خود مشكلات مالی و سیاسی زیادی را برای دولت تل آویو به وجود آورد كه در نهایت چاره‌ای جز لغو آن نداشت. قرار شد به جای تولید لاوی، هواپیمای جنگنده اف ـ 16 بیشتری از آمریكا خریداری شود.
یكی از علل اولیه جذابیت برنامهء تولید لاوی، این بود كه به اسرائیل امكان می‌داد تا از تحریمهای تسلیحاتی آمریكایی مصون بماند. هر زمان كه ایالات متحده با سیاستهای خارجی اسراییل مخالف بود، ناخشنودی خود را با قطع انتقال تسلیحات به تل آویو نمایان می‌ساخت. كما اینكه در اوایل 1980 برای اعتراض به اشغال نظامی جنوب لبنان توسط اسرائیلی‌ها، دولت واشنگتن ارسال هواپیمای اف ـ 16 را برای مدتی متوقف ساخت. در ابتدا، كنگرهء امریكا بدون بررسی دقیق، میلیاردها دلار را برای مدتی متوقف ساخت. در ابتدا، كنگرهء امریكا بدون بررسی دقیق، میلیاردها دلار را برای این پروژه تصویب كرد، و اعتراض شركتهای هواپیماسازی امریكایی نادیده گرفته شدند. امریكایی‌ها با صادرات لاوی از سوی اسرائیل مخالف بودند. در ژوئیه 1983، واینبرگر (وزیر دفاع وقت) ادعا كرد كه برای تأمین هزینه‌های توسعه و تولید، اسراییلی‌ها ناگزیرند كه به جای 300 فروند، 700 فروند لاوی تولید كرده و 400 فروند دیگر را به كشورهای ثالث بفروشند. بین سالهای 1977 و 1981، حدود یك سوم از بودجهء دفاعی اسراییل توسط آمریكا تأمین مالی می‌شد، و سهم كمكهای امریكایی در بودجهء نظامی این كشور در 83 ـ 1982 به 37 درصد افزایش یافت. در 1987، كمك نظامی آمریكا به اسراییل 8/1 میلیارد دلار، و كمك اقتصادی بالغ بر 2/1 میلیاد دلار بود. امریكایی‌ها تمایلی نداشتند كه پول بیشتری به برنامه‌های تولید نظامی (از جمله لاوی) اختصاص دهند، و رقیب بالقوه‌ای برای خود در صنعت هواپیماسازی جنگی ایجاد كنند. هزینهء توسعه لاوی، سالانه حدود نیم میلیارد دلار از كمكهای امریكا را به خود اختصاص داد.
اما طرح های این هواپیما به چین فروخته شد و چینها اقدام به طراحی و ساخت هواپیمای J-10 کردند

 


منبع:www.aerospacetalk.ir

| + | نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد

TFB.1- پایگاه اول شکاری مهرآباد (تهران)

 

اسکادران ۱۱ شکاری میگ ۲۹ فالکروم ( Mig-29 A/C ، Mig-29 UB )

 

اسکادران ۱۴ شکاری سوخو ۲۴ فنسر ( Su-24 MK )

 

اسکادران ۱۱ ترابری سی ۱۳۰ ( C-130 )

 

اسکادران ۱۲ ترابری سی ۱۳۰ ( C-130 )

 

اسکادران ۱۳ ترابری بویینگ ۷۰۷

 

اسکادران ۱۴ ترابری بویینگ ۷۴۷

 

*مرکز اورهال اف ۱۴ تامکت

 

*۱۲ فروند اف ۵ آ/ب در این پایگاه نگه داری میشود

 
TFB.2- پایگاه دوم شکاری تبریز

اسکادران ۲۱ شکاری اف ۵ تایگر ( F-5 E/F ) 

 

اسکادران ۲۲  شکاری اف ۵ تایگر ( F-5 E/F )

 

اسکادران ۲۳  شکاری میگ ۲۹ فالکروم ( Mig-29 A/C ، Mig-29 UB )

 

*مرکز اورهال و تعمیرات میگ ۲۹

 

 

 

TFB.3- پایگاه سوم شکاری نوژه (همدان)

 

اسکادران ۳۱ شناسایی اف ۴ فانتوم ( RF-4 E )

اسکادران ۳۱ شکاری اف ۴ فانتوم ( F-4 D/E )

اسکادران ۳۱ شکاری اف ۴ فانتوم ( F-4 D/E )

* هواپیماهای عراقی در این پایگاه زمین گیرند


TFB.4- پایگاه چهارم شکاری دزفول

 

اسکادران ۴۱ شکاری اف ۵ تایگر ( F-5 E/F ) 

 

اسکادران ۴۲ شکاری اف ۵ تایگر ( F-5 E/F ) 

 

اسکادران ۴۳ شکاری اف ۵ تایگر ( F-5 E/F ) 


TFB.5- پایگاه پنجم شکاری امیدیه (آقا جاری)

 

اسکادران ۵۱ شکاری اف ۷ ( F-7 M )

 

اسکادران ۵۲ شکاری اف ۷ ( F-7 M )

 

اسکادران ۵۳ شکاری اف ۷ ( F-7 M )

 

*احتمالا به نیروی هوایی سپاه داده شده


TFB.6- پایگاه ششم شکاری بوشهر

اسکادران ۶۱ شکاری اف ۴ فانتوم ( F-4 D/E )

اسکادران ۶۲ شکاری اف ۴ فانتوم ( F-4 D/E )

اسکادران ۸۲ شکاری اف ۱۴ تامکت ( F-14 A )


TFB.7- پایگاه هفتم شکاری شیراز (شهید دستغیب)

 

اسکادران ۷۱ شکاری اف ۵ تایگر ( F-5 E/F ) 

 

اسکادران ۷۲ شکاری سوخو ۲۴ فنسر ( Su-24 MK )

 

اسکادران ۸۳ شکاری اف ۱۴ تامکت ( F-14 A )

 

اسکادران ۷۱ ترابری سی ۱۳۰ ( C-130 )

 

اسکادران ۷۲ ترابری سی ۱۳۰ ( C-130 )

 

اسکادران ۷۳ ترابری ایلیوشن ۷۶ ( IL-76 )

 

اسکادران هلیکوپتر ترابری بل ۲۱۲ و شینوک۴۷

*مرکز اورهال اف ۱۴ تامکت

*۱۲ فروند اف ۵ آ/ب در این پایگاه نگه داری میشود


TFB.8- پایگاه هشتم شکاری اصفهان (شهید بهشتی)
 

اسکادران ۸۱ شکاری اف ۱۴ تامکت ( F-14 A )

 

اسکادران ۸۲ شکاری اف ۱۴ تامکت ( F-14 A )

 

اسکادران ؟؟ شکاری سوخو ۲۴ فنسر ( Su-24 MK )


TFB.9- پایگاه نهم شکاری بندر عباس

 

اسکادران ۹۱ شکاری اف ۴ فانتوم ( F-4 D/E )

 

اسکادران ۹۲ شکاری اف ۴ فانتوم ( F-4 D/E )

 

*مرکز اورهال اف ۴ جنوب


TFB.10- پایگاه دهم شکاری چابهار

 

اسکادران ۱۰۱ شکاری اف ۴ فانتوم ( F-4 D/E )

 

اسکادران ؟؟ شکاری سوخو ۲۴ فنسر ( Su-24 MK )


TFB.11- پایگاه یازدهم شکاری قلعه مرغی (تهران)

 

آموزشی


TFB.12- پایگاه دوازدهم شکاری بیرجند

 

*اطلاعی در دست نیست احتمالا اف ۵


 

TFB.13- پایگاه سیزدهم شکاری زاهدان

 

اسکادران ۱۳۱ شکاری اف ۷ ( F-7 M )

اسکادران ۱۳۲ شکاری اف ۷ ( F-7 M )

*احتمالا به نیروی هوایی سپاه داده شده


TFB.14- پایگاه چهاردهم شکاری مشهد

 

اسکادران ؟؟ شکاری میراژ اف ۱ ( Mirage F-1 EQ/BQ )

 

اسکادران ؟؟ شکاری اف ۵ تایگر ( F-5 E/F )

 

*مرکز تعمیرات شرق


TFB.؟؟- پایگاه پانزدهم شکاری کرمانشاه

 

رزرو و غیر عملیاتی


TFB.؟؟- پایگاه شانزدهم شکاری کرمان

 

رزرو و غیر عملیاتی


TFB.؟؟- پایگاه هفتدهم شکاری مسجد سلیمان

 

رزرو و غیر عملیاتی



منبع:Gartal.com


| + | نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
جنگنده های صاعقه













جنگنده صاعقه به همراه F-5






جنگنده آذرخش

 
| + | نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
موشک های هوا به هوا یا AAM Air to Air Missile 
توسط هواپیما حمل می شود و بر علیه هواپیماهای دشمن یا یک هدف پرنده به کار گرفته می شود . این نوع از موشک ها عموما از لحاظ ابعاد نسبت به سایر موشک ها کوچکتر هستند زیرا ظرفیت هواپیماهایی که آنها را حمل می کنند محدود است و این موشک ها با توجه به ماموریتشان دارای برد نسبتا کوتاهی می باشند و به این علت به آنها Boost Glide می گویند یعنی به محض روشن شدن موتور یک سرعت اولیه به موشک داده می شود و بعد از این مرحله به سمت هدف گلاید می کند .

از موتور راکت با سوخت جامد در این نوع موشک ها استفاده می شود . زیرا ماهیتی ساده دارند و قابل اعتماد هستند . در بعضی موارد جهت اصلاح خصوصیات عملکردی موشک از موتور با کار کرد مدوام در طول پرواز استفاده می کنند .

بعلت اینکه این موشک ها مستقیما در زیر هواپیما حمل می شوند مشکلات آیرودینامیکی نسبتا ساده ای ایجاد می شود که شامل اثرات تداخل جریان بین موشک و هواپیما می باشد . این مسایل تداخلی بویژه در سرعت های بالا در بالهای به عقب بر گشته جنگنده هایی که موشک حمل می کنند بحرانی است . بعنوان یک قانون خاص برای هواپیمای جنگنده بمب افکن هر موشکی که شلیک می گردد خواه عمود بر مسیر حرکت و خواه به سمت عقب باید آنالیز همان وضعیت خاص انجام پذیرد . قابلیت مانور پذیری موشک های AAM به دلایل زیر در مقایسه با سایر موشک ها بیشتر می باشد :
1- سرعت های زیاد پرتاب
2- سرعت زیاد هدف و مانور پذیری بالای آن
3- زمان کوتاه پرواز جهت اصلاح مسیر .

موشک زمین به هوا یا SAM  Surace to Air Missile 
معمولا از این نوع موشک ها برای پدافند زمینی در برابر حمله هواپیماهای دشمن استفاده می شود . طراحی آیرودینامیکی این نوع موشک ها بستگی به برد آنها دارد که این برد از چند کیلو متر تا چند صد کیلو متر می تواند باشد . معمولا برای برد های کوتاه از موشک های یک مرحله ای با موتور سوخت جامد یا مایع استفاده می شود و همچنین به منظور به منظور کاهش وزن در برد های بلند از سیستم های چند مرحله ای استفاده می کنند . اثبات شده است که موتور های رم جت و سایر موتور های مکنده هوا از نظر اقتصادی و از دیدگاه وزنی با صرفه تر می باشد . همچنین یکی از معایب استفاده از موتور رم جت این است که برای استارت این موتور ها نیازمند به یک موتور کمکی قوی دارد . سیستم هدایت این نوع موشک ها نیز متنوع است . برای برد های کوتاه سیستم هدایت با اشعه راداری و یا حتی ملدون قرمز دقت بالایی را برای انجام ماموریت موشک ها به همراه دارد .

برای برد های بلند از سیستم های هدایتی هدف یاب و یا ترمینال استفاده می کنند که باعث از بین بردن موثر هدف با دقت زیادی می شود . برای انجام ماموریت در برابر هدف های سریعی که در ارتفاع پایین پرواز می کنند قابلیت مانور مورد نیاز برای این کلاس از موشک ها می بایست در رنج بالایی باشد . عموما این نوع موشک ها بطور عمودی پرتاپ و یا از یک ارتفاع بلند برای حداکثر تاثیر تخریب پرتاب می گردند .

موشک هوا به زمین یا ASM  Air to Surface Missile 
از این موشک ها معمولا برای حمله به سلاح های تاکتیکی و نابود کردن نیرو های زمینی یا هدف های زمینی نظیر انبار سلاح ها مخازن کشتی ها یا فرودگاه ها استفاده می شود . مشکلات پرتابی این موشک ها شبیه موشک های AAM است و برد آنها نیز از چند کیلومتر تا چند صد کیلو متر متغیر است .

در نوع برد کوتاه این موشک ها عموما به دلیل سبکی از نگهدارنده ثابت در آنها استفاده می شود و در نوع برد بلند از نگهدارنده جدا شونده بهره می برند . در مرحله بعد وضعیتهای بدست آمده متعادل می شوند و به تدریج برای رسیدن به سرعت مورد نظر تقویت می گردند . اگر برد قابل توجهی مورد نظر باشد چند مرحله ای کردن موشک سود مند است . در نصب بر روی هواپیما برای تنزل نکردن خصوصیات عملکرد هواپیما های حامل دقت زیادی باید به خرج داد . مانور پذیری موشک های ASM به دلیل سرعت پایین آنها خیلی کمتر از موشک های AAM است و همچنین چون این موشک ها را بر علیه هدف های زمینی به کار می گیرند واضح است که نیازی به قابلیت مانوری کمتری دارند .
| + | نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
موشک شهاب 3




موشک دوش پرتاب میثاق 2





موشک رادار گریز نور








موشک ضد ناو اچ وای توو


 
| + | نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد

جنگنده میگ-۳۵ جنگنده ای است که در ادامه طرح هایی مانند MiG-29K/KUB/M/M2 طراحی شده و اساس طراحی آن بر افزایش کارایی، توانایی عملیاتی و جامعیت توانایی های جنگنده بوده است، بطوری که از آن یک جنگنده چند منظوره ساخته است.

 

در مجموع می توان ویژگی های میگ-۳۵ را به شرح زیر بیان کرد:
- سیستم های اطلاعاتی و هدفگیری نسل پنجم در سیستم های اویونیکی جنگنده بکار رفته است
- توانایی بکارگیری تسلیحات پیشرفته روسی و خارجی
-بقاپذیری بالا در میدان نبرد بواسطه سیستم های دفاعی یکپارچه بکار رفته در جنگنده 

MiG35 complete with all aspect TV nice
تغییر های ایجاد شده در ساختار جنگنده بر اساس موفقیت های بدست آمده در طرح های MiG-29K/KUB/M/M2 می باشد که شامل موارد زیر می باشد:
- افزایش توانایی حمل تسلیحات در نه جایگاه حمل سلاح
- افزایش حمل سوخت، توانایی سوختگیری هوایی و امکان سوخترسانی به جنگنده هم گروه (عملکرد بعنوان یک تانکر کوچک)
- بدنه و سیستم های اصلی ساخته شده از مواد ضد خوردگی که امکان استفاده از جنگنده برروی ناو و استفاده در مناطق گرم و مرطوب را فراهم می آورد.
- کاهش چشمگیر بازتابش راداری
- سیستم پرواز با سیم با کنترل چهارگانه

 

 حین طراحی میگ-۳۵ بیشترین توجه به افزایش توانایی های عملیاتی آن اختصاص داده شده است:
- اعتماد پذیری هواپیما، موتورها و اویونیک بطور چشمگیری افزایش یافته است
- زمان دوره های بین اورهال جنگنده افزایش یافته است
-هزینه پرواز جنگنده دو و نیم برابر کمتر از میگ-۲۹ است
- در زمان طراحی توانایی نگهداری حین فعالیت عملیاتی برای جنگنده پیش بینی شده است .

  مجموعه ای از رهیافت های تکنیکی و تکنولوژیکی نظیر سیستم تولید اکسیژن حین پرواز نیز به جهت افزایش آزادی عملیاتی در طراحی جنگنده منظور شده اند، پیشران جنگنده شامل دو موتور RD-33MK با نیروی تولیدی بیشتر نسبت به نمونه های قبلی است که نسبت به نوع اصلی موتور های RD-33 دود به مراتب کمتری نیز تولید می کند، همچنین سیستم کنترل الکترونیکی موتور ها نیز به افزایش اعتماد پذیری و عمر خدمتی موتور ها کمک می کند، علاوه بر این در صورت تقاضای مشتری امکان استفاده از موتورهای RD-33MK مجهز به سیستم تغییر بردار رانش نیز وجود دارد که برتری مطلق جنگنده در نبردهای هوایی نزدیک را تضمین می نماید و پیشتر برروی جنگنده آزمایشی MiG-29M OVT نیز با موفقیت آزمایش شده اند.

 


میگ-۳۵ مجهز به مجموعه اویونیکی نوینی است که تماما بر اساس تکنولوژی های جدید بوجود آمده است، رادار چند کاره آرایه ای بکار رفته در جنگنده میگ-۳۵ بواسطه فاکتورهای زیر بر نمونه های مشابه خود برتری می یابد:
- افزایش برد در فرکانس های عملیاتی
- افزایش تعداد اهداف قابل کشف، ردیابی و حمله
- افزایش برد کشف
-افزایش وضوح در حین نقشه برداری سطحی
- بقا پذیری بالا و مقاومت در برابر اقدامات الکترونیک دشمن

سیستم IRST جدید میگ-۳۵ مرکب از تجهیزات هدفگیری مادون قرمز، تلوزیونی و لیزری است که به کمک تکنولوژی های فضایی توسعه یافته است بگونه ای که این سیستم ها پیش از این در صنعت هوانوردی بکار نرفته اند. ویژگی جدید این سیستم توانایی کشف، ردیابی و قفل روی اهداف از فواصل بسیار دور است، توانایی که در تمامی ساعات شبانه روز دارد و می توان از آنها برای مسافت یابی، نشانه گذاری و… نیز بر علیه اهداف سطحی و هوایی استفاده کرد، هر چند سیستم IRST جدید بهمراه سایت نشانه روی جدید کلاه خلبان برروی جنگنده نصب شده است، اما امکان نصب غلاف هدفگیری ویژه ای با توانایی های بمراتب بیشتر بر روی جنگنده نیز وجود دارد.

 

 

یگ-۳۵ به یک مجموعه دفاعی نیز مجهز می باشد که شامل موارد زیر است:
- سیستم شناسایی رادیو الکتریک و سیستم اقدام متقابل الکترونیک
- سیستم جدید کشف حمله موشکی و تابش لیزری
- پخش کننده چف/فلیر بمنظور فریب موشک های هوا به هوا

 

علاوه بر تسلیحات ارائه شده برروی جنگنده های MiG-29K/KUB/M/M2 بهمراه میگ-۳۵ مجموعه تسلیحات جدیدی ارائه شده که پیش از این برای صدور به هیچ کشوری ارائه نشده است، این تجهیزات جدید و دوربرد به میگ-۳۵ اجازه انجام حملات بر علیه دشمن بدون ورود به محدوده دفاعی آنها را می دهند.
معماری باز اویونیک جنگنده امکان نصب تجهیزات و تسلیحات جدید روسی و خارجی را بنا به خواست مشتری به MiG-35 می دهد، هر دو نمونه A و D دارای ساختار یکسان بوده و از لحاظ تجهیزات موجود یکسان اند. بهمراه میگ-۳۵ مجموعه کامل آموزشی نظیر شبیه سازهای رایانه ای پرواز و شبیه ساز های انجام عملیات ارائه شده اند. در نهایت باید گفت شرکت میگ آماده است تا با شرکت های مختلف به اجرای برنامه های مشترک توسعه و بهسازی گونه اولیه میگ-۳۵ نیز بپردازد.

پیشرفته ترین سیستم های اویونیکی در کنار تسلیحات پیشرفته به جنگنده میگ-۳۵ اجازه می دهند تا ماموریت های مختلفی را به انجام برساند:
-برتری هوایی برعلیه جنگنده های نسل چهار و پنج
- انجام عملیات های هوا به سطح بدون وارد شدن به محدوده دفاعی دشمن در روز و شب و در تمام شرایط آب و هوایی
-انجام عملیات های شناسایی به کمک تجهیزات الکترو-اپتیک و رادیو-تکنیکال
- انجام عملیات های گروهی و انجام کنترل هوایی علیه گروه جنگنده ها

منبع:flightclub.bloghaa.com
| + | نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
تبديل يك هواپيماي جنگنده به يك هواپيماي بمب افكن مانند اين است كه ماشين روداستـر   road star S2000 شركت هوندا را به ماشين سنگين باربري تبديل كنيد. هواپيماهاي جنگنده كه براي جنگ ها و نزاع هاي هوايي طراحي شده اند اكثراً كوتاه هستند و بسيار سريع، با قدرت مانور بالا در صورتيكه هواپيماهاي بمب افكن به گونه اي طراحي شده اند كه توانايي حمل تسليحات زياد، برد بالا و سقف ارتفاع بالايي دارند.
با تمامي اين مشكلات شركت قديمي لاكهيد مارتين (Lockheed Martin) كه يكي از درخشان ترين شركت هاي هواپيما سازي دنيا است اين بار تصميم به ساخت يك هواپيماي دوزيست كرده است.
يك جنگنده - بمب افكن كه تمامي پايه هاي طراحي از روي هواپيماي جنگنده F-22  كه يك جنگنده تمام عيار است صورت گرفته است. اين بار با تغيير نامي كوچك با هواپيماي بسيار پيشرفته اي روبه رو هستيم به نام FB-22 كه علامت F نشانه جنگنده (Fighter) و B نشانه بمب افكن (Bomber) بودن آن است. قرار است تمامي تست هاي پروازهاي FB-22 در پايگاه ادواردز در ايالت كاليفرنيا انجام گيرد. تاكيد بر ساخت FB-22 را در واقع مي توان از سانحه ۱۱ سپتامبر به بعد دانست. تا قبل از حمله آمريكا به افغانستان نيروي هوايي آمريكا برآورد كرده بود كه با وجود بهينه سازي بمب افكن هاي B-2 وB B1-B-52 ديگر آمريكا تا سال ۲۰۳۰ ميلادي احتياجي به ساخت هواپيماي بمب افكن ندارد.
در سال ۱۹۹۱ بمب افكن هاي B-52 بسيار عالي عمل كردند و هر كدام توانايي حمل ۳۰۰۰۰ پوند تسليحات را داشتند ولي دو مشكل بزرگ وجود داشت. سرعتشان پايين بود و رادار گريز (Stealth) نبودند. در عمليات مقابل طالبان و گروه القاعده نيروي هوايي آمريكا به اين نتيجه رسيد كه كمبودي در يگان بمب افكن هايش دارد. در جنگ خليج  اكثر بمب افكن ها از نزديكي محدوده كشورهايي چون عربستان به پرواز در مي آمدند. اما اين بار بمب افكن هاي B-1 وB-52 از پايگاه هوايي ديگوگارسيا (Diego Garcia) در انگلستان به پرواز در آمدند و تا افغانستان بدون سوختگيري رفتند و اين امر «پيمودن مسافت زياد» باعث مي شود كارايي كه هواپيماها مي توانند در چندين ماموريت كوتاه برد داشته باشند را تنها در يك ماموريت بلندبرد صرف كنند.
 


افسران آمريكايي در پي تفكراتي كه براي خاورميانه دارند احساس كردند كه اگر اين فشارها بر خاورميانه بيشتر شود، چنين بمب افكن هايي نمي توانند تمامي نيازهاي نيروي هوايي را ارضا كنند زيرا B-52ها ديگر ۴۰ ساله شده اند و مابقي بمب افكن ها نيز «به جز B-2» استطاعت انجام تمامي اين ماموريت ها را ندارند. پس سال ۲۰۰۳ را سالي براي قدرت و زندگي تازه  دادن به هواپيماهاي بمب افكن دانسته اند.
اين طرح جديد با نام FB-22، بمب افكني است كه از خانواده
F-22 محسوب مي شود و از نظر اندازه ابعاد بزرگي چون B-2 و B-22 ندارد. ميان اندازه است و مي تواند سريعتر و بالاتر از هر بمب افكن ديگري پرواز كند با سقف پرواز ۶۰۰۰۰ پا و سرعت ۱۲۰۰ مايل در ساعت.يكي از مهمترين مسايل در
FB-22 استفاده از تمامي تجهيزات مدرن است تا قدرت حمل همه نوع بمب و موشك را داشته باشد. به عنوان مثال جديدترين بمب هاي آمريكا به نام بمب هاي كم ضخامت (Small Diameter Bomb) كه توسط ماهواره ها هدايت مي شوند و به كمك سيستم موقعيت ياب جهاني (GPS) هدف خود را پيدا مي كنند. FB-22 مي تواند در يك پرواز ۲۴ عدد از اين نوع بمب ها را با خود حمل كند كه آمار بسيار جالبي است و مي تواند جايگزيني عالي براي بمب افكن هاي قديمي باشد.
يكي از مهمترين مسايلي كه در ساخت F-22 پيش گرفته شده بود ساخت آن با هزينه كم بود. چنين ايده اي در ساخت FB-22 نيز ديده مي شود و قرار است نيروي هوايي آمريكا يكي از ارزان ترين و باارزش ترين بمب افكن ها را به جهانيان معرفي كند. رييس نيروي هوايي آمريكا آقاي جان پي جامپر (John P.Jumper) نسبت به طرحي كه قبلاً ارائه شده بود و مبني بر قرار دادن بمب هاي مدرن در خود
F-22علاقه مندي نشان داده بود و مي گفت براي نفوذ به خط هاي دفاعي دشمن احتياج به سرعتي حدود ۵/۱ يا ۷/۱ ماخ است كه F-22 توانايي اش را دارد، او مي گويد F-22 جنگنده اي است كه دست هيچ موشكي به آن نمي رسد.
از همان زمان مباحثه هايي بر سر تغيير شكل F-22 از يك جنگنده به بمب افكن آغاز شد. در مورد تغيير طراحي F-22 رييس امنيت نيروي هوايي، آقاي جيمز راش(Jemes Roche) بسيار تاكيد مي كرد ولي از طرف ديگر جامپر علاقه اي نشان نمي داد. ادله اي براي اين طرح وجود داشت. اول اينكه تعداد بسيار كمي بمب هاي كم ضخامت در F-22 جا مي گرفت، دوم اينكه F-22 برد نسبتاً كمي داشت با وجود اينكه قابل سوختگيري در آسمان بود و اين امر راش را آزرده مي كرد. زيرا بايد همواره يك هواپيماي سوخت رسان، F-22 را پشتيباني كند و سرانجام راش موفق به گرفتن راي اكثريت آرا شد و قرار شد طرحي جديد برپايه F-22بسازند.
 

اين امر به شركت لاكهيد مارتين سپرده شد كه بسياري از مسايل طراحي هنوز به صورت محرمانه در آنجا نگهداري مي شود و ما اطلاعات دقيقي درباره آن در دست نداريم با وجود اين هم اكنون تمامي طراحي ها به پايان رسيده و قرار است چندين نمونه آزمايشي از FB-22 ساخته شود.
اطـلاعات كمـي كه در دست است مبني بر تغييرات درF-22 حاكي از آن است كه بال هـاي FB-22 دلتاشكل است و هيچ بالچه عقب (دم=Tail) ندارد. بال هايش بزرگتر از F-22 است تا برد بيشتري داشته باشد زيرا بال ها يكي از مهمترين منابع ذخيره سوخت هستند و هرچه بزرگتر باشند، سوخت بيشتري در آنها جا مي گيرد. به گونه اي بر سوخت FB-22 تاكيد شده است كه ۸۰ درصد توانايي حمل سوخت بيشتري نسبت به F-22 دارد. از طرف ديگر بدنه FB-22 ۱۰ فوت طويل تر از F-22 است تا بتوان فضايي مناسب را براي قرار گرفتن بمب ها در نظر گرفت.
چنين فضايي مي تواند جاي ۲۴ بمب كم ضخامت را فراهم آورد. در مورد موتورهايش هنوز اطلاعات دقيقي نداريم اما احتمالاً قراراست به جــاي دو موتور توربوفن مدل F119شركت پرت  و ويتني (Partt and Whitney) ، FB-22به موتورهاي با مدل F135 تجهيز شود. F135ها موتورهايي هستند كه در هواپيماي مدرن F-35 به كار گرفته شده اند. نامزد ديگر در موتورها، موتور F-136 شركت جنرال الكتريك است. F-136 ها قدرتمندتر و بازدهي بالايي دارند و از همه مهمتر ارزان تر از انواع ديگر موتورها هستند.
مدير پروژه FB-22 آقاي باب ريردن (Bob Rearden) مي گويد با اين موتورها ( F-136) مي توان ۲۰۰۰ مايل به برد FB-22 بيفزاييم. سقف پرواز FB-22 ، ۶۰۰۰۰ پا است كه در اين صورت مي تواند ۲ مايل بالاتر از بسياري از محدوده موشك هاي زمين به هوا قرار بگيرد. از مسايل مهم در FB-22وجود رادارهاي بسيار پيشرفته است كه مي تواند از فاصله ۱۰۰ مايلي تمامي اهداف را به خوبي تشخيص دهد و با وجود سامانه اي به نام ALR-94 كه در دماغه اش قرار دارد، حساسيت  رادارها چندين برابر شده است.
نظير چنين كاري (طراحي يك بمب افكن از يك جنگنده) در سال ۱۹۸۲ ميلادي بر روي جنگنده F-16 انجام شد كه پروژه اي با مديريت هري هيلاكر (Harry Hillaker) بود براي ساخت يك بمب افكن از روي F-16 با نام F-16xl. بعد از به وجود آمدن پروژه ساخت جنگنده پيشرفته تاكتيكي كه حاصل آن هواپيماي F-22 بود ديگرF-16xl از يادها محو شد و هرگز ساخته نشد.

 

                            

 

اما اين بار قضيه متفاوت است. FB-22 هم يك نياز است هم يك هواپيماي بسيار پيشرفته و با وجود جنگنده ها و بمب افكن هاي رادار گريز و پيشرفته چون F-35 و B-2شركت لاكهيد مارتين هنوز بر ساخت FB-22 پافشاري مي كند.
بمب هاي كم ضخامت كه هم اكنون در نيروي هوايي آمريكا مورد استفاده قرار مي گيرد، تقريباً نصف كوچكترين بمب هاي ماقبل است.
در ارزيابي كه توسط شركت بوئينگ (Boeing) با كمك نيروي هوايي انجام شد، بمب هاي كم ضخامت (Small Diameter) توانستند ۸۵ درصد از اهداف را در آزمايشات منهدم سازند. قدرت انهدام اين بمب ها برابر بمب ۱۰۰۰ پوندي GBU-32 است كه نسبت به وزنش يك پديده محسوب مي شود.
براي ساخت بمب هاي كم ضخامت رقابت سختي ميان بوئينگ و لاكهيد مارتين وجود دارد و قرار است نيروي هوايي آمريكا تا آخر سال ۲۰۰۳ برنده اين رقابت را مشخص سازد.
اولين هواپيمايي كه بمب هاي كم ضخامت را حمل خواهد كرد، جنگنده F-15E خواهد بود و بعد از آن F-22 . شايد تا آن زمان
FB-22 نيز ساخته شود و بتوان آن را هم به بمب هاي كم ضخامت تجهيز كرد.  با وجود اينكه طبق قرارداد شركت لاكهيد بايد تا سال ۲۰۱۳ تمامي F-22 ها را به نيروي هوايي تحويل بدهد در كنارش اميدوار است كه طرح FB-22 نيز به او واگذار شود.با وجود ارزيابي هاي مختلف و صرفه جويي هايي كه در ساخت
FB-22 شده است، قيمت تخميني آن هر فروند ۱۰۰ ميليون دلار برآورد شده است.
پنتاگون هنوز در حال ارزيابي طرح FB-22 است ولي از طرفي ديگر راش موكداً مي گويد با وجود نياز به يك بمب افكن سريع و بلندپرواز ما طرح FB-22 را با جديت تمام دنبال خواهيم كرد. در هر صورت
FB-22هنوز يك هواپيماي مفهومي (Concept) است و طرح هايش همه بر روي كاغذ است و بايد منتظر باشيم تا اولين نمونه آزمايشي آن ساخته شود و نتايج آن مشخص شود.

 با این وجود در سالهای گذشته این طرح با چالشهای فرواوانی روبرو گشته این طرح با مخالفت شدید سنا مواجه شد چرا که سناتور ها معتقدند نیروی هوایی با وجود رپتور دیگر نیازی به جنگنده ی پرخرجتر ندارد این دحالیست که نیروی هوایی همچنان تشنه ی بدست آوردن این دوقولیه افسانه ایست

سایت اختصاصی F 22

منبع:military.blogfa.com

| + | نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد

از این سلاحها برای کشتن افراد و وارد کردن صدمات بسیار جدی و یا ایجاد انواع معلولیت ها در مردم استفاده می شود. این سلاحها بر اساس اثرات مختلفی که بر بدن افراد می گذارد ، به 3دسته تقسیم بندی می شوند. دسته اول سلاحهای هستند که روی سیستم عصبی بدن تاثیر می گذارند. در این دسته GA ، GB ، GD ، GF و VX «متیل فسفوبوتیوئیک اسید ,گاز سارین ) قرار دارند. دسته دوم ، اثرات خود را روی پوست به جا می گذارند و شامل HD «گازخردل گوگرد) ، HN «خردل نیتروژن)، L و CX هستند. دسته سوم نیز باعث اختلال سیستم تنفسی بدن می شوند. در این گروه گازهای بی رنگ CG و DP ، کلرین (Cl) و فسفوکلرین (Ps) وجود دارند. از سلاحهای شیمیایی که روی اعصاب اثر می گذارند، قبل و در طول جنگ دوم جهانی استفاده های بی شماری شده است.
;
دسته ی اول

:این مواد از نظر شیمیایی وابسته به حشره کش هایآلی فسفره هستند. این دسته از سلاحهای شیمیایی مانع از عمل آنزیم استیل کولین استر از می شوند. وقتی مواد شیمیایی این دسته وارد بدن شوند، غلظت استیل کولین را در بدن به بیش از حد لازم می رسانند. ریه ها و چشمها بسرعت این مواد را جذب کرده در کمتر از یک دقیقه بر سیستم عصبی بدن تاثیرات قابل توجهی می گذارند. علایم آن به صورت آبریزش بینی ، ترشح زیاد بزاق ، تنگی قفسه سینه ، کوتاهی تنفس ، تنگی مردمک چشم ، انقباض عضلانی و یا حالت تهوع و انقباض شکم ظهور می کند.
;
دسته دوم

:سلاحهای شیمیایی که بر روی پوست تاول و سوختگی ایجاد می کنند ، ماندگاری فراوانی در محیط دارند. این مواد روی چشمها ، پوشش مخاطی ، ریه ها ، پوست و اجزای خون اثر گذاشته و اگر از طریق تنفس وارد ریه ها شوند ، بر شدت تنفس اثرات منفی می گذارند و اگر توسط غذا بلعیده شوند ، سبب اسهال و استفراغ می شوند.خردل ها که جزو این دسته هستند به خاطر خواص فیزیکی خود مقاومت و ماندگاری بسیار زیادی در سرما و دماهای معتدل دارند.اگر دو دقیقه از تماس یک قطره خردل با پوست بگذرد، صدمات جبران ناپذیری به این عضو وارد می شود. CX نیز که جزو این گروه است ، پودری کریستالی شکل است که در دماهای 39 تا 40 درجه سانتی گراد ذوب شده و در دمای 129 درجه سانتی گراد به جوش می آید. این ماده را با افزودن موادی خاص در دمای اتاق به حالت مایع درمی آورند. CX دارای بوی بسیار نامطبوعی است. در غلظتهای کم آن سوزش شدید چشم بروز می کند، اما در غلظتهای بالا به پوست حمله کرده و چند میلی گرم آن سبب دردهای زیاد و سوزشهای فراوان شده و زخمهای بدی بر جای می گذارد. برای پیشگیری از اثر این مواد سربازان باید به لباسها و ماسکهای حفاظتی مجهز باشند.

;
دسته سوم

:سلاحهای شیمیایی که بر دستگاه تنفسی اثر می گذارند. این مواد بشدت به بافت ریه آسیب می رسانند. فسفوژن که خطرناک ترین عضو این گروه است ، برای اولین بار در سال 1915 استفاده شد. این ماده گازی بی رنگ است که در دمای 2/8 درجه سانتی گراد به جوش می آید، بنابراین بسیار فرار و ناماندگار است ، ولی چون غلظت بخار آن 4/3 برابر هوا است ، به مدت طولانی در گودال ها و دیگر مناطق پست زمین باقی خواهد ماند. غلظت زیاد آن پس از چند ساعت سبب مرگ می شود، اما در غلظتهای کم سبب سرفه ، اختناق ، احساس تنگی قفسه سینه ، حالت تهوع و سردرد و غیره می شود. (انواع اول و سوم این سلاح یعنی گازهای سارین و خردل همان هایی هستند که حکومت عراق در جریان جنگ تحمیلی از آنها در برابر رزمندگان ما و حتی مناطق کردنشین خود استفاده کرد.)
در این میان ، محققان طرفدار صلح نیز بیکار ننشسته اند و همواره برای یافتن راه حل مبارزه با این سلاحها، مطالعه و تحقیق می کنند. مثلا آنها فهمیده اند اگر موشها مقدار کمی از آنزیمی با نام NTE داشته باشند، نسبت به فسفرهای آلی حساسترند. این موشها کم تحرک تر هستند و شانس مردنشان نسبت به جانورانی که مقدار این آنزیم در بدنشان در حد طبیعی است ، 2برابر بیشتر است ، پس وجود این آنزیم در بدن موشها از اثر فسفرهای آلی جلوگیری می کند. به همین ترتیب ، انسانها نیز ژن این آنزیم را دارند ، پس می توان امیدوار بود که از داورهایی که سطح NTE را افزایش بدهند، برای مبارزه با این مواد شیمیایی استفاده کرد، البته این داروها را باید پیش از حمله گازهای شیمیایی به کار برد. به عبارت دیگر، «هیچ درمانی برای ضایعات مواد شیمیایی وجود ندارد، مگر پیشگیری از تماس انسان ها با این مواد.» اما باید پرسید آینده این سلاحها چیست و ماهیت سلاحهای جدید چه خواهد بود؟ آیا ممکن است آینده ای رویایی در پیش رو داشته باشیم که در آن کاربرد هرگونه سلاح شیمیایی از نظر وجدان تمامی افراد کاری غیرقانونی باشد؟ آیا ممکن است آیندگان روزهای سیاه گذشته را به دست فراموشی بسپارند؟

 

| + | نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
پوست از مهمترین اعضای بدن و سد دفاعی بدن در مقابل عوامل خارجی و بیماری زاست.
پوست از لایه خارجی و لایه داخلی و همچنین ضمائمی مانند مو، غدد عرق و غدد چربی تشکیل می شود و سلولها یی به نام رنگدانه در پوست وجود دارد که رنگ پوست در نقاط مختلف بدن به تعداد این سلولها در پوست بستگی دارد. محافظت از بدن در مقابل عوامل فیزیکی مانند سرما و گرما و محافظت از بدن در مقابل عوامل بیماری زا، از وظایف اصلی پوست است.
از میان عوامل شیمیایی ای که در طول جنگ تحمیلی استفاده شد، فقط عوامل تاول زا مانند گاز خردل دارای اثرات سمی بر پوست است و کسانی که در معرض عوامل دیگر مانند عوامل اعصاب قرار گرفته اند، مشکل پوستی نداشته اند و در آینده نیز براساس تحقیقات انجام شده با عوارض پوستی مواجه نخواهند شد. پوست از آنجا که خارجی ترین لایه بدن است و نیز به دلیل وسعت آن ، نخستین و بیشترین آسیب را در اثر تماس با گاز خردل متحمل می شود.ابتدایی ترین مشکل ضایعه پوستی قابل مشاهده قرمزی و تحریک پوست است که مشابه حالت آفتاب سوختگی پوست بوده و معمولا به همراه خارش ، سوزش و درد سوزنی است.
بتدریج و با گذشت زمان در میان این مناطق قرمزی پوست ، تاولهای کوچکی ایجاد می شود که ممکن است بعدا به هم ملحق شوند و تاول بزرگتری ایجاد کنند. بررسی ها نشان می دهد علائم گاز خردل مانند دیگر علائم با تاخیر ایجاد می شود. تحقیقات نشان می دهد مدت زمان تاخیر معمولا یک تا ۲۴ ساعت است و به عوامل متعددی بستگی دارد. غلظت گاز خردل موجود در محیط آلوده ، مدت زمان تماس و درجه حرارت و رطوبت محیط از جمله عوامل موثر است.
نواحی ای از بدن که گرم ، مرطوب و دارای پوست نازک تر هستند، معمولا زودتر و بیشتر در اثر تماس با گاز خردل آسیب می بینند که بیشتر شامل نواحی گردن ، آرنج و زیر بغل است.
همچنین کسانی که دارای پوست روشن تر هستند، احتمالا در مقابل گاز خردل حساس ترند.با توجه به این که برخلاف عوامل شیمیایی اعصاب ، گاز خردل فاقد پادزهر و درمان اختصاصی است ؛ پس مهمترین و حساس ترین اقدام درمانی عبارت است از رفع آلودگی در دقایق اولیه پس از تماس خردل.
ساده ترین روش رفع آلودگی در آوردن تمام لباسهای آلوده و شستشوی بدن با آب است و در صورت دسترسی به مراکز درمانی مجهز، بهتر است رفع آلودگی با مواد شوینده مخصوص انجام شود. مراقبت از ضایعات پوستی خردل شبیه مراقبت از سوختگی های درجه ۲ است ؛ هرچند سیر بهبود ضایعات پوستی در مصدومیت با گاز خردل معمولا کند و طولانی است.
همچنین مانند دیگر سوختگی ها، هنگام آسیب پوست که مهمترین لایه محافظ بدن در مقابل عوامل بیماری زاست ، میکروب ها و عوامل بیماری زا براحتی می توانند در محل سوختگی و ایجاد عفونت کند.بنابراین افرادی که دچار ضایعات پوستی ناشی از گاز خردل شده اند، در ۲هفته اول ، مستعد بروز عفونت های پوستی هستند و معمولا نیاز به مصرف آنتی بیوتیک دارند. همان طور که گفته شد، پوست دارای ضمائمی است که غدد عرق ، غدد چربی با فعالیت منظم خود در سطح پوست باعث می شوند پوست بدن ما در مناطق مختلف خود رطوبت و چربی مناسبی داشته باشد. در برخی مناطق پوست ، تعداد غدد و چربی پوست بیشتر است.
بنابراین پوست ما در آن مناطق مرطوب تر یا چرب تر است مثل کف دست و مناطق چین دار بدن و در برخی مناطق تعداد این غدد کمتر است.
گاز خردل به دلیل ترکیب شیمیایی خاص خود در سطح لایه های پوستی باعث ایجاد آسیب در سلولهای مختلف می شود؛ از جمله سلولهای تشکیل دهنده غدد عرق و چربی.
این تغییرات به مرور زمان ممکن است باعث بروز صدماتی در غدد عرق و چربی پوست شود و فعالیت برخی از این غدد را دچار اختلال کند و باعث خشکی پوست می شود. همین خشکی پوست و نیز آسیب دیدن برخی دیگر از قسمتهای پوست در اثر گاز خردل ممکن است در برخی افراد موجب بروز خارش پوستی شود.پرهیز از استحمام مکرر، استفاده از لباسهای نخی و پرهیز از مصرف غذاهای حساسیت زا و محرک می تواند در کاهش مشکلات پوستی این افراد موثر باشد.
| + | نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد
تاریخچه
در سال 1981 نیروی هوایی آمریکا تحت پروژه ای به نام ATF اعلام کرد نیاز به هواپیمایی با مشخصات قابلیت پنهانکاری قدرت مانور بالا پرواز سوپر کروز و قابلیت نشست و برخاست از باند های کوتاه برای جایگزینی با F-15 نیاز دارد و همین دلیل باعث شد تا در سال 1983 نیروی هوایی آمریکا به شرکت های بزرگ هواپیما سازی آن دوران (لاکهید مارتین مک دانل داگلاس بویینگ داینامکس گرومن و راکول نورثروپ) پیشنهاد ساخت همچین هواپیمایی را بدهد.
شرکت لاکهید ابتدا در این اندیشه بود تا با تغییراتی در هواپیمای YF-12 می دهد آن را با مشخصاتی که نیروی هوایی آمریکا داده است نزدیک کند اما طرح YF-12 لاکهید در بین طرح ها دیگر رتبه آخر را کسب کرد.این امر باعث شد تا شرکت لاکهید به فکر ساخت یک هواپیما بر پایه F-117 بیافتد تا با تغییراتی همچون انحنا دادن به بدنه (همانطور که می دانید در طراحی بدنه F-117 هیچ گونه انحنایی وجود ندارد) بتواند نیاز نیروی هوایی آمریکا را برطرف سازد.
در این حین شرکت های دیگر نیز داشتن بر روی طرح های خود کار می کردند.طرح شرکت بویینگ یک هواپیما با دم v شکل برای بهبود پنهانکاری و کاهش وزن هواپیما به وسیله کامپوزیت هایی که در بدنه هواپیما به کار برده بود.از طرف دیگر شرکت جنرال داینامکس نیز طرح هواپیما بدون دم را ارائه داد که یک دم عمودی کوچک و بالی با لبه های حمله دندان اره ای بود.

با نزدیک شدن روز تصمیم گیری نیروی هوایی آمریکا به شرکت ها اعلام کرد تا با هم همکاری کنند و شرکت لاکهید بویینگ جنرال داینامکس با هم شرکت های مک دانل داگلاس و نورثروب و شرکت های گرومن و راکول نیز با هم همکاری می کردند.
سرانجام در 28 جولای 1986 شرکت ها طرح های اولیه خود را به نیروی هوایی آمریکا ارائه دادند تا برنده مناقصه 691 میلیون دلاری بشوند.
نیروی هوایی آمریکا سرانجام شرکت لاکهید با طرح yf-22 و نورثروپ yf-23 را برنده مناقصه اعلام کرد و شرکت ها در حال ساخت مدل اولیه خود بودند.
اما مشکلی که هر دو این هواپیما ها داشتند نمی توانستند پرواز سوپر کروز انجام بدهند و قابلیت نشست و برخاست از باندهای کوتاه را نداشتند.اما با برداشتن شرط نشست و برخاست از باند های کوتاه مهندسان لاکهید توانستند با تغییراتی که در عقب هواپیما ایجاد کند آن را به پرواز سوپر کروز برساند.
سرانجام پس از یک دهه تلاش در سال 1990 نیروی هوایی آمریکا طرح f-22(yf-23 را به طرح yf-23 ترجیح داد و دلیل این امر قدرت مانور بالا طراحی بهتر محفظه های داخلی تسلیحات در f-22 بود البته yf-23 نورثروب قابلیت پنهانکاری بالاتر نسبت به f-22 داشت.
اولین نمونه f-22 در سال در آوریل 1997 وارد خدمت شد اما بدلیل مشکلات فراوان که بر سر راه آن بود همچ.ن حذف بودجه آن بوسیله دولت آمریکا خدمت آن به تعویق افتاد و در سال 2005 وارد خدمت شد.
همچنین در سال 2002 با تغییراتی که بر روی آن انجام دادند توانستند آن را به هواپیمایی چند منظوره تبدیل کنند که قابلیت حمله به اهداف زمینی به وسیله بمب های jdam و gbu را داشته باشد و به f-22a لقب گرفت.
در حال حاضر نیرو هوایی آمریکا 550 تا 750 f-22 احتیاج دارد که به دلیل مشکلات مالی فقط بودجه خرید 276 فروند f-22 تصویب شد که به احتمال زیاد به دلیل قیمت گران f-22 (120میلیون 189 فروند به نیروی هوایی آمریکا فرستاده می شود.

و اما خود f-22
همانگونه که می دانید برای به کار افتادن یک وسیله اجزای بسیاری به هم کمک می کنند یکی از اجزای اصلی موتور است و f-22 با دو موتور توربوفن f-119-pw100 نیروی پیشران خود را تامین می کند.این موتور ها به f-22 این قابلیت را می دهد تا پرواز سوپر کروز(پرواز فراصوت بدون استفاده ازر پس سوز )انجام دهد این امر باعث می شود تا توسط رادارها دشمن دیده نشود و سوخت کمتری مصرف کند(هواپیما ها برای رسیدن به سرعت صوت از پس سوز استفاده می کنند و این امر باعث می شود سوخت چند برابری مصرف شود) و به سرعت صوت پرواز کند.همچنین f-22 مس تواند تا دو برابر سرعت صوت پرواز کند و تا 18 کیلومتر بالا برود.
رادار an-apg-77 قابلیت شناسایی اهداف را تا 280 کیلومتری در تمام شرایط جوی دارد و می تواند اهداف زمینی را با دو بمب 1000 پاوندی jdam و 8 بمب gbu-39 و برای نابود کردن اهداف هوایی از 2 موشک گرمایاب aim-9(به دنبال گرمایی که از موتور منتشر می شود میرود) و 6 موشک راداری aim-120c که دارای بردی در حدود 32 کیلومتر است استفاده کند.
اف 22 از 8 پایلون داخلی و 4 پایلون خارجی بهره می برد که می تواند 12 از نوع از تسلیحات مختلف هوا به هوا و هوا به زمین را بر روی آنها لود کند و راهی ماموریت شود.
بدون شک می توان گفت f-22 از بهترین هواپیماهای قرن بیست و یکم است که تا کنون ساخته شده است اما تنها عامل نگرانی آمریکا وجود هواپیما mig-31 موشک های سطح به هوا s-300 s-400 است که به راحتی می توانند این هواپیما را شناسایی و نابود کنند و در غیر این صورت دیگر وسیله پرنده ای حریف f-22 نمی شود.
 

البته قابل ذکر است که f-22 در هیچ جنگ واقعی شرکت نکرده است که کارایی آن در میادین واقعی نبرد اثبات شود اما در یک درگیری شبیه سازی شده دو f-22 به راحتی توانستند 8 اف 15 را از صحنه نبرد محو کنند.
شکلات بر سر راه F-22
1.در 10 آپریل 2006 حادثه ای برای F-22 رخ می دهد گرفتار شدن خلبان f-22 در کاکپیت خلبان پس از چک کردن تمام دستگاه و تمام راه حل ها برای باز شدن کاناپی موفق به این کار نمی شود و این امر باعث می شود تا کاناپی را برش دهند و خلبان را خارج کنند این حادثه باعث شد تا usaf نگران شود و دوباره این سیستم را بازسازی کند که دیگر از این مشکلات رخ ندهد.

این کار شرکت لاکهید مانند فروش f-14 به ایران بود تا شرکت گرومن از ورشکستگی با پولی که از خرید آنها از ایران می گیرد جلوگیری کند البته به نفع ایران هم شد. 2.مشکلی دیگر بر سر راه f-22 داغ شدن موتور روشن آن بر روی زمین(standby)در جاهای گرمسیر است که f-22 در شهرهای گرمی مانند افغانستان و عراق که دمایی بالاتر از 49 درجه سیلیوس دارند نمی تواند 44 دقیقه بیشتر تحمل کند و باعث از کار افتادن دستگاه های الکتریکی f-22 می شوند. 
3. ایجاد بحران مالی برای f-22 شرکت لاکهید را به این فکر برده است تا مشتری خارجی جذب کند اما دولت آمریکا هیچ تمایلی برای فروش به کشورهای دیگر ندارد اما شرکت سازنده یعنی لاکهید اجازه دارد تا محصول خود را به کشور های دیگر بفروشد هم اکنون کره جنوبی و ژاپن مشتریان f-22 هستند.
| + | نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد

احتمالا شما هم درباره زباله های اتمی یا پسماندهای ناشی از یک واکنش هسته ای چیزهایی شنیده اید.

خود فلز اورانیوم مقداری پرتوزایی طبیعی دارد. این مقدار بسیار اندک بوده و تشعشعات و پرتوهایی که از آن خارج می شوند ، در حد خطرناکی نیست. تنها در صورت تماس مداوم است که ممکن است اثرات ناخوشایند و بیماری ببار آورد.

اما همین فلز اورانیوم پس از آنکه مورد شکافت اتمی قرار گرفت تبدیل به مواد دیگری میشود که برخی از آنها به شدت پرتوزا هستند. خواه این شکافت در رآکتور اتمی انجام شود ، خواه در بمب اتم و خواه در آزمایشگاه. این مواد که عناصری چون رادیوم و کریپتون در آن به مقدار فراوان وجود دارند بسیار بسیار فعال و پرتو زا هستند. حتی لمس آنها برای چند ثانیه میتواند عوارض مرگباری به بار آورد.

دانشمندان و تکنسین های نیروگاه اتمی برای خارج کردن میله های سوختی از درون رآکتور و قراردادن آنها در محفظه های بسیار محکم و غیر قابل نفوذ ار ربات و دوربین مدار بسته استفاده می کنند. این میله های سوختی پس از مرحله سرد شدن (که ممکن است تا چند روز طول بکشد) به دقت در بسته های محکم و نفوذ ناپذیر قرار گرفته و سپس وارد یک کانتینر فولادی بسیار ضخیم و ضد زنگ و ضد ضربه میشوند.

دفن این زباله ها که تا هزاران سال به شدت پرتو زا و کشنده هستند تابع مقررات بسیار سخت و بسیار پیچیده ای است. آنها عموما به صورت ذرات ریز در آمده و با شیشه مذاب مخلوط میشوند. سپس در یک بشکه قطور فولادی بسته بندی شده و آنها نیز به نوبه خود در لایه های ضد پوسیدگی و ضد نفوذ قرار می گیرند. حمل این مواد با اسکورت های ویژه امنیتی پلیس و حتی ارتش همراه است. زیرا چنانچه این مواد بدست تروریسها بیفتد میتواند فاجعه به بار آورد و حتی زندگی روی کره زمین را مختل کند. کافی است یکی از این بسته ها پوسیده شده و وارد طبیعت گردد. ممکن است آبزیان را آلوده نماید. نه ببخشید ممکن نیست ؛ بلکه حتما چنین می کند. در نتیجه پرندگان و در مرحله بعد گوشتخواران را نیز آلوده می کند. مرحله بعد آب های کره زمین است و در نتیجه نابودی.

بسته های ضایعات اتمی ، سپس در لایه های عمیق زمین همچون گنبدهای نمکی که تا قرنها تغییر نمیکنند انباشه میشوند. در بسیاری از کشورها به واسطه همین پسماندهای اتمی گروههای طرفدار محیط زیست با تاسیس نیروگاههای اتمی مخالفت می کنند.

اگر یک دولت افراطی و یا یک گروه تروریستی بخشی از این مواد آلوده کننده و پرتوزا را به صورت بمب منفجر نماید می تواند باعث مرگ و میر گسترده و اختلال در زندگی همه مردم جهان شود.

| + | نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد

مقامات نظامي امريکا خبر دادند كه درصددند تا سال 2030 نوعي از اين هواپيماي جاسوسي را که به اندازه يک حشره است، توليد نمايند.


 

به گزارش روزنامه شيکاگو تريبون، اين هواپيماها يا "MAV"، هواپيماهاي کوچکي هستند که در مقايسه با هواپيماهاي بدون سرنشين کنوني، داراي مزيت هاي بسياري هستند. هواپيماهاي کنوني به مراتب بزرگتر بوده و نهايتاً در ارتفاع 30 هزار پايي پرواز مي کنند.

 

اين روزنامه به نقل از "مارک لوئيز" رئيس گروه دانشمندان نيروي هوايي پايگاه هوايي "رايت پترسون" نزديک ديتون اوهايو مي نويسد: اين ها يکي از اقلام و تجهيزاتي هستند که مي تواند در آينده سرنوشت ساز باشد و نتيجه جنگ را تغيير دهد.

 

به گفته مقامات، براساس اين هدف که در آينده نزديک تحقق خواهد يافت، تا سال 2015 هواپيماي بدون سرنشين به اندازه يک پرنده توليد مي کند و تا سال 2030 نيروي هوايي مي خواهد يک هواپيماي بدون سرنشين به اندازه يک حشره را آماده کند.

 

اين نوع هواپيماها قادرند به سرعت ارتفاع خود را کاهش داده و پايين بيايند تا به عمليات جاسوسي از تحرکات نيروها مبادرت ورزند و چه بسا مهمات و مواد منفجره را براي کشتن نيروهاي دشمن با خود حمل کنند.


 شيكاگو تريبون در ادامه مي نويسد: اما دانشمندان در مسير يافتن راههايي براي اين که اين هواپيماها براي مدت طولاني قادر به پرواز باشند و در نتيجه مفيد و کارآمد واقع شوند و نيز اين که چگونه آنها را فرود آورد، با چالش هاي بزرگي مواجه هستند.

| + | نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387 | نوشته شده توسط بهزاد

آخرين مطالب ارسالي;

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا